جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢ - جنگ و اراده تكوينى خداوند
نخست، انسان را آزاد آفريده و نمىخواسته كه به صورت جبرى و قهرى انسانها را از جنگ و ستيز با هم باز دارد؛ بلكه او را همراه با گرايشات و تمايلاتى قرار داده است كه احياناً كار به تعارض و درگيرى خواهد كشيد.
توضيح بيشتر اين كه خدا انسان را آفريده تا جانشين او در زمين باشد. اما جانشينى خداوند مقامى والا است كه براى نيل به آن، شايستگىهاى فراوانى لازم است، و اين شايستگىها بايد با تلاش و فعاليت اختيارى خود انسان حاصل شود. بنابراين انسانها براى دست يابى به چنين فضايل و كمالاتى بايد آزاد و مختار آفريده شوند. اگر انسان داراى گرايشهاى مختلف و انگيزههاى متضاد نبود و ميل به معصيت و بدى در او وجود نمىداشت، كارهاى خوب او بى ارزش بود و رسيدن به كمال والاى انسانى برايش مقدور نبود. فرشتگان با اين كه گناه نمىكنند، و حتى انديشه عصيان و سركشى هم در ذهن آنها خطور نمىكند، هرگز لايق مقام خلافت الهى نيستند. اين بدان علت است كه فرشتگان از اختيار و اراده آزاد بهره اى ندارند. از همين رو است كه مقام اولياى خدا، بسى بالاتر از مقام و مرتبت فرشتگان است و اطاعت فرشتگان در مقايسه با اعمال اولياى الهى قدر و منزلتى ندارد. مردان الهى، بر عكس فرشتگان، مختارند؛ ولى با وجود اين كه انگيزه معصيت و كشش به گناه دارند، دست از پا خطا نمىكنند و به همه احكام خداى متعال گردن مىنهند. انسان، در صورتى به مقام خلافت الهى نايل خواهد شد كه به اختيار خويش، دست از گناه بشويد و جز كارهاى خداپسندانه نكند. اراده الهى نيز به اين تعلق گرفته كه انسانها با اختيار و اراده آزاد خود راه زندگى خويش را برگزينند نه آن كه مجبور به حركت در مسير تكوينى از پيش تعيين شده اى باشند.