جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠ - جهاد
قرار دهى آن چيزى را كه بدان آگاهى ندارى، فرمانشان مبر و در دنيا به خوبى با آنان مصاحبت كن.
جز اين دو آيه كه در آنها تلاش و كوشش پدر و مادر براى مشرك ساختن فرزندشان جهاد خوانده شده ـ كه طبيعى است هيچ گونه ارزش مثبتى بر آن بار نمىشود ـ واژه جهاد و مجاهده، در آيات ديگر، در مورد كوشش هايى به كار رفته كه انسان در مسير تحقق اهداف صحيح و خداپسند انجام مىدهد و بار ارزشى مثبت دارد. اين گونه تلاشهاى مثبت گاهى صرفاً با استفاده از ابزارهاى اقتصادى است، كه به آن «جهاد مالى» مىگويند؛ نظير: تأمين هزينه جنگ با كفار و مشركان و منافقان، كمك به فقرا و نيازمندان جامعه، كمك به تأمين هزينه بيماران و دردمندان، ساختن بيمارستان و مدرسه و مسجد، و يا ساختن راهها و جاده ها. گاهى نيز اين تلاشها جنبه نظامى دارد، كه طبعاً در آن، خطرها و تهديدهايى براى جان انسان وجود دارد و گاهى تا حد جان بازى و شهادت ممكن است پيش برود. روشن است كه اين نوع جهاد است كه مرادف جنگ، و محل بحث فعلى ما خواهد بود.
گاهى نيز منظور از «جهاد» مخالفت با نفس اماره است كه با عنوان «جهاد با نفس» يا «جهاد اكبر» از آن ياد مىشود. در بسيارى از آيات قرآن كريم واژه «جهاد» در همين معنا به كار رفته است. در اين جا به مواردى از آنها اشاره مىكنيم:
در جايى مىفرمايد:
وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللّهَ لَغَنِىٌّ عَنِ الْعالَمِينَ؛١ هر
[١] عنكبوت (٢٩)، ٦.