جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٢ - جهاد ابتدايى، مصداقى از « دفاع»
وام دار خداى متعال هستند. اين رابطه مالكيت بين خداوند از يك سو و ساير موجودات از سوى ديگر، ايجاب مىكند كه خداوند حق داشته باشد كه تمامى هستى طبق خواست و اراده او به چرخش و گردش در آيد و رفتار كند.١
در مورد جامعه انسانى نيز اقتضاى اين حق اين است كه در سرتاسر جوامع بشرى تنها خدا پرستش شود، دين او حاكم و سخنش برتر باشد: وَ كَلِمَةُ اللّهِ هِيَ الْعُلْيا؛٢كلمه خدا است كه برتر است.
حال اگر انسان هايى از پذيرش و رعايت اين حق الهى سر باز زدند، علاوه بر عذاب و عقاب اخروى خداوند مىتواند در همين دنيا نيز آنها را عقوبت كند. اين عقوبت مىتواند به صورت عذاب و بلايى طبيعى باشد كه از آسمان يا زمين بر آن افراد نازل مىشود، و مىتواند به اين صورت باشد كه خداوند از مؤمنان و صالحان بخواهد كه بر آنان يورش برند و جلوى تباه كارى و فساد آنان را در زمين بگيرند و به آن خاتمه دهند، كه اين همان جهاد ابتدايى است:
قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ يُخْزِهِمْ؛٣با آنان بجنگيد، تا خدا به دست شما عذابشان دهد و خوارشان كند.
جهاد ابتدايى جز اين نيست كه به منظور احقاق حقى كه خداى متعال بر كل بشريت دارد، گروهى از بندگان شايسته خداى متعال مأموريت يابند بر كسانى كه اين حق را پايمال كرده و راه شرك و كفر و ظلم و فساد در
[١] جناب استاد در كتابها و مباحث مختلفى به تبيين اين مسأله پرداخته اند؛ براى نمونه، ن.ك: نظريه حقوقى اسلام، جلسه هفتم، و حقوق و سياست در قرآن، فصل دوم. [٢] توبه (٩)، ٤٠. [٣] همان، ١٤.