جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩ - ١ پاسخ داروينيسم اجتماعى
نظام دارى پديدههاى انسانى و اجتماعى پرداخته ايم كه تكرار آن را در اين جا لازم نمىدانيم؛ اما تا آن جا كه به خصوص مسأله جنگ مربوط مىشود در اين جا سه ديدگاه را طرح مىكنيم.
١. پاسخ داروينيسم اجتماعى
ديدگاه نخست، نظريه اى است كه مبتنى بر فرضيه زيست شناسى معروف داروين (١٨٨٢ـ١٨٠٩) طبيعى دان انگليسى مىباشد. طبق اين فرضيه هر گياه يا حيوانى از انواع گوناگون گياهان و جانوران، براى تأمين غذا و ساير نيازمندىهاى خود، در مقابله با رقبا و مبارزه با عوامل ناسازگار محيط، همواره بايد در تلاش و كوشش باشد و با مرگ دست و پنجه نرم كند تا زنده بماند. اين تلاش و كوشش مداوم را در اصطلاح، «تنازع بقا» مىنامند، كه نتيجه آن نيز «انتخاب و بقاى اصلح» خواهد بود. «داروينيسم اجتماعى» نظريه داروين را كه به جهان زيست و طبيعت جان داران مربوط مىشود تعميم داده، آن را به مناسبات و ارتباطات اجتماعى بشر نيز سرايت مىدهد.
به موجب اين نظريه، افراد و گروههاى انسانى، با ويژگىهاى مختلف نژادى، ملى، قومى، زبانى و فرهنگى، با هم در جنگ و ستيزند و اين امرى طبيعى است. در اين پيكار هميشگى، افراد و گروه هايى پيروز مىشوند كه پيشرفته تر و كامل ترند و براى بقا و ادامه حيات اجتماعى صلاحيت بيشترى دارند. اين گروه، آنان را كه ضعيف تر و ناقص ترند، يا به طور كلى از عرصه هستى حذف مىكنند و يا به زير سلطه و سيطره خود مىكشند و استثمارشان مىكنند. از اين ديدگاه، همان گونه كه در زيست شناسى، جانداران ضعيف تر را كه قدرت دفاعى كمترى دارند محكوم به فنا و نيستى