جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٦ - ٣ جلوگيرى از سلطه مطلق باطل
استفاده كنند ـ ايجاب مىكند كه قدرت و تسلط يك فرد و گروه به گونه اى نباشد كه قدرت و اختيار از گروهها و افراد ديگر سلب شود، به گونه اى كه از تكامل اختيارى و انسانى خويش محروم شوند؛ زيرا اين عارضه براى بشر خسارت بار است و به تعبير قرآن، به تباهى و فساد زمين مىانجامد و با هدف عالى خلقت سازش ندارد.
آن چه را كه در اين جا به عنوان يك قانون قرآنى و سنّت الهى مطرح كرديم؛ در جريان زندگى بشر نيز عملا تأييد مىشود. با مطالعه تاريخ زندگى انسان مىتوان دريافت كه در هيچ يك از مقاطع تاريخى، يك قدرت واحد برتر و متمركز وجود نداشته كه همه افراد، گروهها و اقوام مختلف جهان را به زير سلطه خود كشيده باشد، به شكلى كه خود را ناگزير از اطاعت مطلق از آن قدرت ديده باشند. در همه مقاطع تاريخ، دست كم، دو قدرت تقريباً متوازن، در برابر هم وجود داشته اند و ساير قدرتها نيز تابع و تحت الحمايه يكى از آن ها، و بعضاً نيز مستقل از هر دو بوده اند.
٣. جلوگيرى از سلطه مطلق باطل
در مرحله سوم، حكمت الهى ايجاب مىكند كه توزيع قدرت ميان افراد و گروههاى مختلف چنان باشد كه راه حق و حقيقت يك سره مسدود نشود. اگر افراد و گروههاى قدرت مند همگى اهل باطل و كسانى باشند كه صرفاً بر سر مسايل مادى و دنيوى با هم رقابت مىكنند، باز هم براى اهل حق مجالى نمىماند؛ به ويژه اگر به شكلى تقسيم بندى و بلوك بندى شود كه هر بخشى از جهان به يكى از دو قدرت تعلق داشته باشد و هر يك از دو قدرت برتر به اين تقسيم راضى باشد. در اين صورت، نتيجه اين گونه