جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٨ - ب) تحريك عواطف انسانى
تشريعى خواهد بود. علاوه بر اين كه خداى متعال تنها به دادن اذن اكتفا نكرده است، بلكه با تأكيد بر اين كه مسلمانان نخست مورد هجوم دشمن قرار گرفته اند و جنگشان جنگى دفاعى و مقابله به مثل است و توجه دادن به اين حقيقت كه دشمن آنان را بدون آن كه مرتكب گناهى شده باشند از شهر و ديارشان آواره كرده است؛ غريزه دفاع و قصاص را در درون روح و جان آنها بيدار كرده، حس انتقام جويى آنان را برمىانگيزد.
ب) تحريك عواطف انسانى
يكى ديگر از شيوههاى تربيتى قرآن در مورد جهادگران، تحريك احساسات و عواطف انسانى آنان نسبت به مستضعفان و مظلومان است. بايد دانست كه هيچ يك از عواطفى كه در انسان وجود دارد، خود به خود، ارزش مثبت يا منفى ندارد و مورد ستايش يا نكوهش قرار نمىگيرد، بلكه اين امر به چگونگى استفاده از آنها بستگى دارد. از اين رو مهم، جهت دادن به آنها است. هر احساس يا عاطفه اى ممكن است در مسير صحيح به كار افتد و در چارچوب احكام شرع و عقل عمل كند و ممكن هم هست در مجراى نادرست فعال شود و انسان را از مسير درست و خط مستقيم احكام شرع و عقل به بيراهه بكشاند.
يكى از عواطف انسانى عاطفه مثبتى است كه هرشخصى نسبت به هم كيشان خود دارد و خير و سعادت آنان را خواستار است. قرآن كريم با استفاده از اين عاطفه و تحريك و تقويت و جهت دهى آن، مسلمانان را به جنگ با ستم كاران و مستكبرانى كه هم كيشانشان را مورد ستم قرار داده اند ترغيب و به حمايت از مستضعفان و مظلومان وامىدارد؛ آن جا كه