جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٢ - حضرت سليمان و جهاد
(آن گاه) به او گفته شد: در ساحت اين قصر داخل شو. وى چون آن را مشاهده كرد (از بس صفا و درخشش داشت) پنداشت كه بركه آبى است و جامه از ساق پا بر گرفت. (سليمان) گفت: اين قصرى است مفروش از آبگينه صاف. (بلقيس كه از آن دستگاه با عظمت سلطنت و نبوت سليمان به حيرت آمده بود)گفت: پروردگارا من سخت بر خود ستم كردم و (اينك) با (رسول تو) سليمان، تسليم فرمان پروردگار عالميان گرديدم.
هم چنين، غير از آيات مذكور، در سوره «سَبَأ»، آيات ١٢ تا ١٤ نيز مطالبى درباره حضرت سليمان(عليه السلام)و خصوصيات حكومت ايشان بيان شده است.
در هر صورت، آيات سوره نمل كه در اين جا ترجمه آن را آورديم، در حكايت از زندگى و حكومت حضرت سليمان(عليه السلام)، سخن را با توصيفى از ارتش و سپاهيان جنگجوى آن حضرت آغاز مىكند؛ سپاهى با تركيبى بى نظير و ويژگى هايى استثنايى:
وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الإِْنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ؛١و سپاهيان سليمان، از جن و انس و پرندگان، در حالى كه دسته دسته شده بودند، در ركاب او حاضر شدند.
چنين امرى طبعاً، نشان از مقدمه چينى و آمادگى جنگى آن سپاه است كه به نوبه خود نشانه مشروع و مجاز بودن جنگ براى حضرت سليمان(عليه السلام)و پيروان آن حضرت مىباشد.
اين آيات به ويژه از اين جهت اهميت دارد كه تنها مجاز بودن مبهم و
[١] نمل (٢٧)، ١٧.