جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٦ - ٨ پيروزى نهايى حق
جنگيدن داده؛ چرا كه آنان مورد ستم قرار گرفته اند و خداوند بر يارى و كمك آنان قادر و توانا است. آن كسانى كه از خانه هاشان به ناحق رانده شدند (و گناهى نداشتند) جز آن كه مىگفتند پروردگار ما خدا است. و اگر اين (سنّت) نبود كه خداوند بعضى مردم را با بعضى ديگر از مردم دفع مىكند، عبادت گاهها و صومعهها و كليساها و مسجدهايى كه نام خدا در آنها بسيار ياد مىشود ويران مىگرديد و خداوند حتماً كسانى را كه او را يارى مىكنند يارى خواهد كرد، كه خداوند قوى و مقتدر است.
در آيه اى ديگر آمده است:
وَ لَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِينَ. إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ. وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ؛١ سخن ما درباره بندگان فرستاده ما از قبل (چنين) رفته است كه محققاً آنان، همانان يارى شدگان هستند و محققاً سپاه ما، همان چيره شوندگانند.
خداوند در اين آيات پيروزى پيامبران خدا را به عنوان يك تقدير حتمى و قضاى آسمانى مطرح كرده و چنان بر آن تأكيد نموده است كه شايد امكان تأكيد بيش از آن وجود ندارد؛ تأكيد با ادوات مختلفى مثل: «انّ»، «جمله اسميّه»، «لام تأكيد» و «ضمير فصل» كه به طور مكرر استفاده شده است.
نيز در آيه اى ديگر در مورد اين تقدير حتمى مىخوانيم:
كَتَبَ اللّهُ لاََغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي إِنَّ اللّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ؛٢ خداوند متعال مقرر داشته است كه به يقين من و فرستادگانم پيروز خواهيم شد. همانا خداوند نيرومند و مقتدر است.
[١] صافات (٣٧)، ١٧١ ـ ١٧٣. [٢] مجادله (٥٨)، ٢١.