جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧ - تبيين فلسفى وقوع جنگ
را به گونهاى آفريده كه كارش به جنگ و خون ريزى بينجامد، اين همه كشتار به وجود آيد و اين همه فساد و ويرانى و خسارت دامنگير انسانها گردد؟ آيا وقوع جنگ در نظام آفرينش و در اراده تكوينى آفريدگار جهان ملحوظ است و خداوند خواسته است كه انسانها با يكديگر بجنگند؟ يا اين كه خداوند ناخواسته و بدون آن كه رضايت داشته باشد، مخلوقات خود را ستيزهجو و جنگطلب يافته، و از اينرو از آفرينش انسان پشيمان شده است؟! در اينباره در تورات مىخوانيم «و خداوند ديد كه شرارت انسان در زمين بسيار است و هر تصور از خيالهاى دل وى دائماً محض شرارت است. و خداوند گفت انسان را كه آفريدهام از روى زمين محو سازم انسان و بهايم و حشرات و پرندگان هوا را، چون كه متأسف شدم از ساختن ايشان، اما نوح در نظر خداوند التفات يافت».١
آرى، بر اساس تورات فعلى ـ كه البته دستخوش تحريف گرديده است ـ جنگجويى انسان در اراده تكوينى خداوند ملحوظ نبوده و خداوند هنگامى كه شرارت طلبى وى را ديد از آفرينش او پشيمان و اندوهگين شد. البته بى پايگى اين سخن نيازى به شرح و توضيح ندارد.
به هر حال، اكنون بايد ديد كه در بينش اسلامى چه پاسخى براى اين پرسش بنيادى مىتوان يافت؟ اسلام در پاسخ به اين مسأله فلسفى چه مىگويد؟ هدف از آفرينش انسان را چه چيز معرفى مىكند؟ و چرا خداى متعال، بشرِ تبهكار، خون ريز و جنگ طلب را آفريده است؟ اين فسادها و خون ريزىها و جنگ طلبىهاى انسانى، از ديد اسلام چگونه در نظام
[١] تورات، سفر پيدايش، باب ششم، آيات ٥ تا ٨.