جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩ - تبيين فلسفى وقوع جنگ
مىدانم كه شما از آن بى خبريد. اين پاسخ اشاره اى بود به اين حقيقت كه در ميان همين انسان هايى كه فرشتگان آنها را سركش و عصيان گر مىدانستند، كسانى پيدا خواهند شد كه از فرشتگان برتر و براى جانشينى خداى متعال در روى زمين شايسته ترند.
با توجه به اين آيه مىتوان گفت، بى ترديد از ديدگاه قرآن كريم جنگ و خون ريزى، لازمه آشكار وجود انسان خاكى و زندگى اجتماعى او است و خداى متعال و فرشتگان، قبل از آفرينش انسان به اين ويژگى و خصوصيت ذاتى وى توجه داشته اند. پس نمىتوان گفت كه خداوند متعال اين مخلوق خود را نمىشناخته و نمىدانسته است كه پديده جنگ در زندگى اجتماعى انسانها رخ مىدهد، و پس از آفرينش انسان، به اين حقيقت تلخ پى برده و از آفرينش او پشيمان شده است.!
اكنون كه معلوم شد خدا و فرشتگان از خصوصيت و خصلت «مفسد» و «خون ريز» بودن انسان آگاه بوده اند، اين سؤال ـ كه يك سؤال فلسفى مهم است ـ پيش مىآيد كه، چرا خداوند انسان را طورى آفريده كه جنگ طلب باشد؟ و در سطحى كلى تر، چرا خداى متعال عالم را به گونه اى آفريده است كه صحنه اين همه فساد و فقر و غارت گرى انسان، و يا حوادث طبيعى تلخ و ناخوشايندى همانند زلزله، سيل، خشك سالى و بيمارى باشد؟ اساساً وجود شرور ـ اعم از شرور انسانى يا طبيعى ـ چه مقصودى را در جهان برمىآورد؟
فلاسفه و متكلمان هر يك در رشته مربوط به خود، به اين سؤال پاسخ گفته اند و پاسخ تفصيلى آن را بايد در جاى خود جستجو كرد. آن چه به اجمال در اين جا مىتوان گفت اين است كه، وجود اين گونه شرور و مفاسد