جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١ - جنگ و اراده تكوينى خداوند
اللّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَ لكِنَّ اللّهَ يَفْعَلُ ما يُرِيدُ؛١ (از ميان) آن فرستادگان (و پيامبران خويش) بعضشان را بر بعضى ديگر برترى داديم. بعضى از ايشان كسى است كه خدا با وى سخن گفته، و (مقام) بعضى از آنان را به مراتبى برترى بخشيد، و به عيسى پسر مريم معجزات و نشانههاى روشن داديم و او را به وسيله روح القدس تأييد كرديم، و اگر خدا مىخواست، پس از ايشان، مردم پس از آمدن (اين همه) بيّنات و معجزات (از طرف خدا) به سويشان، با هم نمىجنگيدند، و لكن (با اين همه) اختلاف كردند، پس برخى از ايشان مؤمن و برخى ديگر كافر شدند، و اگر خدا مىخواست با هم نمىجنگيدند و ليكن خدا هر چه را (بخواهد و) اراده كند انجام مىدهد.
اين آيه دلالت دارد كه اگر خدا مىخواست، مىتوانست بشر را به گونه اى بيافريند و حوادث زندگى او را به نحوى تنظيم كند كه به جنگ و خون ريزى دست نيازد؛ اما او نمىخواست انسانها را به ترك قتال مجبور و به زندگى توأم با آرامش و آسايش وادار كند. خداوند متعال هدايت و به راه آمدن جبرى آدميان را نمىخواهد؛ كه اگر اين چنين اراده مىكرد حتماً همين گونه مىشد: لَوْ يَشاءُ اللّهُ لَهَدَى النّاسَ جَمِيعاً؛٢ اگر خدا مىخواست همه مردم را (به صورت جبرى) هدايت مىكرد. چنان كه در انتهاى آيه مورد بحث نيز در خصوص قتال مىفرمايد: اگر خدا مىخواست مردم با يكديگر نمىجنگيدند، كه او هر چه بخواهد مىكند.
اين گونه آيات به روشنى دلالت دارند بر اين كه خداى متعال از گام
[١] بقره (٢)، ٢٥٣. [٢] رعد (١٣)، ٣١.