جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٩ - جنگ و حفظ حرمت جان انسان
آرى، آن چه كه به شدّت هرچه تمام تر، تقبيح و مجازات مىشود «قتل نفس محترمه» يا «نفس زكيّه» است؛ يعنى كشتن كسى كه نه انسانى را كشته و نه فسادى در زمين كرده است. خداوند در اين باره مىفرمايد:
مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْس أَوْ فَساد فِي الأَْرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَمِيعاً؛١ هر آن كس كه انسانى را بكشد كه (بى گناه است و) نه كسى را كشته و نه در زمين فساد و تباهى كرده باشد، چنان است كه همه مردم را كشته باشد.
در آيه اى ديگر مىفرمايد:
وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً؛٢ هر آن كس كه مؤمنى را به عمد بكشد، جزاى او جهنّم است كه در آن جاودان بماند و خداى متعال بر او خشم آورد و لعنتش كند و برايش عذابى بزرگ فراهم آورد.
اما اگر كسى ديگرى را به حق و به حكم اسلام بكشد، مرتكب جرم نشده است؛ براى مثال، ورثه مقتول و اولياى دم حق دارند قاتل وى را به عنوان قصاص به قتل برسانند، يا جامعه، حق دارد كسى را كه مرتكب جرم بزرگى شده و به حدود جامعه تجاوز كرده و بر مصالح مادى يا معنوى مردم ضربه سنگينى وارد آورده، به اعدام محكوم كند. از همين جا مىتوان دريافت كه جنگ با جامعه اى كه در جهت خلاف مصالح مادى يا معنوى جامعه بشرى گام برمىدارد و خوى فساد و تباهى و تجاوزگرى دارد، بى اشكال خواهد بود.
[١] مائده (٥)، ٢٢. [٢] نساء (٤)، ٩٣.