حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٩٩ - میزان استفاده از احادیث اهلسنت در کتاب «من لایحضره الفقیه»

الضالة فقولوا لا ردها الله عليك[٢٨٠].

گفتنی است، که این حدیث را خود شیخ در العلل نقل کرده که ابتدای آن، سند شیعی است، ولی مرفوع است؛ پس احتمال وجود سند شیعی برای حدیث را تقویت می‌کند:

أبي رحمه الله قال حدثنا محمد بن يحيى العطار عن محمد بن أحمد بإسناده رفعه أن رجلا جاء إلى المسجد ينشد ضالة له فقال رسول‌الله ص قولوا له لا رد الله عليك فإنها لغير هذا بنيت قال و رفع الصوت في المساجد يكره و أن رسول‌الله ٦ مر برجل يبري مشاقص له في المسجد فنهاه و قال إنها لغير هذا بنيت.[٢٨١]

٧.  مواردی که شیخ در دیگر کتب خود سند آن را نقل نکرده و نه در کتب شیعه و نه کتب اهل سنت یافت نمی شود و شیخ صدوق ; در نقل آن متفرد است:

من‌لايحضره‌الفقيه، ج١، ص٢٦٦، ح ٨٢١:

وَ قَالَ النَّبِيُّ ٦ الْفَرْقُ بَيْنَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُشْرِكِينَ التَّلَحِّي بِالْعَمَائِمِ.[٢٨٢]

نتیجه‌گیری

با توجه به بررسی انجام‌شده به دست می‌آید نتیجه می شود که شیخ صدوق ;در کتاب من لایحضره الفقیه وقتی حدیثی را به طور مرسل از رسول خدا ٦ نقل می‌کند، به ندرت اتفاق می‌افتد که آن حدیث را از اهل‌سنت گرفته باشد، زیرا از اقسام یادشده تنها در قسم سوم، چهارم و ششم چنین دلالتی وجود دارد که فراوانی آن‌ها نیز بسیار کم است (مجموعاً هفت مورد) که در هر دو مورد در قسم سوم و سه تا از موارد در قسم ششم احتمال خلاف وجود دارد و دو نمونۀ باقی‌مانده نیز مربوط به آداب و مستحبات است و دالّ بر حکم فقهی مهمی نیست. پس در مجموع سه اشکال در نمونه‌های یافت‌شده وجود دارد: ١. تعداد کم؛ ٢. وجود احتمال خلاف در بیشتر همین موارد اندک؛ ٣. دلالت نداشتن این موارد بر حکم فقهی مهم و الزام‌آور.

گفتنی است، غالب احادیث مرسل یافت‌شده از اقسامی است که در دیگر کتب


[٢٧٥]. سنن الدارمى، ج١، ص٣٢٦.

[٢٧٦]. علل‌الشرائع، ج٢، ص٣١٩، ح ١.

[٢٧٧]. یعنی تحت‌الحنک قرار دادن عمامه.