حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٥٠ - سبكشناخت كتب حديثى شيخ بهايى
است؛ مثلاً:
- آيا حفظ ترجمة حديث نيز چنين پاداشي دارد؟
- اگر حديث داراي چند بخش باشد، آيا ميتوان آن را چند حديث مستقل فرض كرد؟
- آيا دانستن معاني حديث در دستيابي به پاداش گفتهشده، ضرورت دارد؟
شيخ بهايي به اين سؤالات در بخشهاي «تبصرة و تتميم» پاسخ داده است. پاسخهاي مؤلف همراه با استدلالهاي عقلي، نقلي و استناد به كلمات بزرگان است. در اينجا يك نمونه بيان ميگردد:
آيا ترجمة حديث نيز همانند خود حديث است؟ يعني بر آن نيز ثواب حفظ حديث مترتب میگردد؟
ظاهر آن است که ترجمة حديث، نمی تواند خود حديث باشد، آنچنان که ترجمة قرآن خود قرآن نيست. از اين روست که فرد جُنُب و مُحدِث آن را لمس نمايد. استدلال به اين آية شريفه که: Gإن هذا لفي الصحف الاُوليF؛ خداوند کتابهای پيشين را (که به زبانهای ديگر بوده است)، «صحيفه اولی» خوانده است، با اينکه به زبان قرآن نبودهاند و در عين حال جزء قرآن شمرده است، پس ترجمة حديث هم به زبان های ديگر میتواند حديث تلقی گردد، ضعيف است.[٧٧]
گاهى شيخ بهايي به پاسخگويي به پرسشهاى كلامى و اعتقادى نيز ميپردازد. برای مثال، بنا برای مناسبتى وي به اين پرسش كه: «چرا معصومان استغفار مىكنند؟»، پاسخ مفصلى را تدارك ميكند.[٧٨]
ج) برداشتها (پيام حديث)
شارح در حين شرح حديث، به مطالبي دست مييابد كه از لوازم معنايي حديث است. اين لوازم مستقيماً از مفاد حديث برداشت نميشود، بلكه مفاهيمي است كه شارح مدعي است حديث، گوياي آنها نيز هست. از اين رو، برداشتها هميشه مورد اختلاف بوده و حتي برخي اوقات كاملاً سليقهاي است. هرچند مدعيان پيامهاي
[٧٤]. ص٦٨.
[٧٥]. ص ٣١١.