حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١١٦

به تلخيص سند و معنعن كردن آن روي آوردند. اما حذف عمدی عبارات معرِّف طریق تحمّل، تدلیس محسوب مي‌شد، لذا اين كار فقط از افراد شناخته‌شده و ضابط پذيرفته بود.[٣٤٨] بر اين اساس، معنعن آوردن روايات توسط شخصیتی مثل ابن‌همام كه مورد اعتماد بزرگان شيعه است، تفاوت چنداني با ذكر الفاظي چون «حدثنا» ندارد؛ مخصوصاً وقتي در اولين سند، به روش تحمل سماع تصريح شده و در مابقي روايات حذف شده، معلوم مي‌شود كه نويسنده، آن را به جهت تلخيص نیاورده است.

البته تذكر اين نكته لازم است كه نسخة التمحيص معتبر نيست و نمي‌دانيم اين حذف از ناحية نويسنده صورت گرفته يا مستنسخ، و از آن‌جايي كه معلوم نيست مستنسخ، چه كسي بوده است، با توجه به دو قرينة مذكور، صرفاً احتمال مي‌رود كه روش تحمل، سماع بوده باشد و احتمال مخالف آن نيز منتفي نيست.

٣-٦. استناد مطالب

سخنی که سند آن تا گویندة اصلی روشن باشد، بر کلامی که چنین سندی، ندارد مقدّم است. به همین دلیل، بسیاری از محدثان سعی می‌کردند سند روایت را تا معصوم ذکر کنند، اما میزان پای‌بندی به ذکر سند در موضوعات مختلف یکسان نبود. بیشترین سخت‌گیری‌ها در متون فقهی بود، ولی در موضوعات اخلاق، آداب و سنن توجه جدّی به سند نمی‌شد، چرا‌که فطرت انسان، عقل، روایات تسامح در ادلّة سنن و احادیث «من بلغ» پشتوانة احادیث اخلاقی، آداب و سنن قرار گرفته و محدثان برای معتبرسازی روایات، خود را بی‌نیاز از ذکر سند می‌دیدند. ضمن این‌که بیشتر روایات این موضوعات در فریقین، مشترک مفهومی است.

روایات کتاب التمحیص اخلاقی است و در نگاه اوليه به جز روایت اول، مابقی مرسل است؛ اما الفاظ و مفاهیم آن منفرد نیست و با مراجعه به کتاب‌های متقدم، مثل: قرب‌الاسناد حمیری (متوفای حدود ٢٧٠ق) و محاسن برقی (م٢٧٤ یا٢٨٠ق) و کتب هم‌عصر، مثل: کافی کلینی (م٣٢٨ق)، خصال، امالی، علل‌الشرائع و فضائل‌الشیعه صدوق (م٣٨١ق)، می‌توان بيش از نیمی از روایات آن را مسند کرد[٣٤٩].


[٣٤٢]. اصول‌الحدیث علومه و مصطلحه، ص ٢٤٧.

[٣٤٣]. مثلاً حدیث چهارم التمحیص این‌گونه آمده است: «عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو‌عَبْدِ‌اللَّهِ:‌ مَا كَانَ وَ لَا يَكُونُ وَ لَيْسَ بِكَائِنٍ مُؤْمِنٌ إِلَّا وَ لَهُ جَارٌ يُؤْذِيهِ وَ لَوْ أَنَّ مُؤْمِناً فِي جَزِيرَةٍ مِنْ جَزَائِرِالْبحرلابْتَعَثَ اللَّهُ مَنْ يُؤْذِيه.»[٣٤٣] کلینی همین حدیث را با سند کامل آورده: «سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ عَبْدِ‌اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي‌عَبْدِ‌اللَّهِ قَالَ: مَا كَانَ وَ لَا يَكُونُ وَ لَيْسَ بِكَائِنٍ مُؤْمِنٌ إِلَّا وَ لَهُ جَارٌ يُؤْذِيهِ وَ لَوْ أَنَّ مُؤْمِناً فِي جَزِيرَةٍ مِنْ جَزَائِرِ الْبَحْرِ لَابْتَعَثَ اللَّهُ لَهُ مَنْ يُؤْذِيهِ.»؛ الكافي، ج٢، ص٢٥١.