حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٧٥ - تاریخگذاری سندی احادیث «رفع عن أمتّی» در منابع عامّه

تاریخ‌گذاری بر اساس تحلیل سند

در اواخر دهه‌ی ١٩٤٠ میلادی، برخی از محققان غربی به‌دنبال روش‌هایی در تاریخ‌گذاری احادیث بودند كه كامل‌تر و دقیق‌تر از شیوه‌ی اتكا بر متن حدیث یا جوامع حدیثی باشد. «شاخت» در تلاش‌های خود، كوشید در كنار بررسی متن حدیث از سند آن نیز در تاریخ‌گذاری استفاده كند.[١٧١] او در تحلیل اسناد احادیث دریافت، در احادیثی که چندین طریق نقل دارند، گاه نام یک راوی در همه سندها تکرار شده است. وی این راوی را «حلقۀ مشترک» (CL)[١٧٢] نامید. او کوشید بر مبنای الگوی حلقه‌های مشترك تاریخ پیدایشِ احادیث را مشخص كند. شاخت معتقد بود حلقۀ مشترک جاعل نسخه اولیه حدیث است و در مواردی كه رواج حدیث توسط حلقۀ مشترک ممكن نیست، این كار به‌دست كسی كه از نام او بهره برده، صورت گرفته است و در نتیجه، (زمان فعالیت علمی) حلقۀ مشترک را می‌توان «حدّ زمانی آغازینِ» پیدایش روایت دانست. شاخت سند را به دو بخش تقسیم کرد: بخش اصیل و تاریخی سند که از حلقۀ مشترک تا جوامع روایی را شامل می‌شود و بخش جعلی سند که شامل طریق منفرد پیش از حلقۀ مشترک تا پیامبر(ص) می‌شود.[١٧٣]

پس از شاخت، پدیده راوی مشترك مورد توجه خاورشناسان قرار گرفت و در تاریخ‌گذاری احادیث از آن استفاده کردند.[١٧٤] «خوتیر یُنبُل»[١٧٥] علاوه بر پذیرش پیش‌فرض‌های شاخت، مبنایی تاریخی نیز برای آن فراهم کرد. وی معیار تاریخی‌بودن نقل یک حدیث را «تکرار نقل» می‌دانست. از نظر ینبل صرفِ وجود حلقۀ مشترک در شبكه‌ی اِسناد، برای اثبات تاریخی‌بودن آن كافی نیست. بدین‌منظور، وی اصطلاح «حلقۀ مشترک فرعی» را وضع كرد. هنگامی که شاگردان مورد ادعای حلقۀ مشترک هر کدام بیشتر از یک شاگرد داشته باشند،


[١٧١]. شاخت در تاریخ‌گذاری به امور دیگری نیز - سند و كتابی كه نخستین‌بار روایت در آن آمده است - توجه می‌كرد، اما همان‌گونه که گذشت وی مهم‌ترین معیار را متن حدیث می‌دانست؛ در نتیجه متن حدیث در نظر وی بر سند آن تقدم داشت و چنانچه روایتی را برپایۀ متنش تاریخ‌گذاری می‌كرد و این تاریخ با ظاهرِ سند آن روایت متفاوت بود، وی متن را بر سند ترجیح می‌داد. «حدیث‌پژوهی در غرب: مقدمه‌ای در باب خاستگاه و تطور حدیث»، علوم حدیث، ش٣١، ص٢٥.

[١٧٢]. Common link.

[١٧٣]. ر.ک: «پدیدۀ حلقۀ مشترک در سندهای روایات: تبیین و تحلیل»، سید علی آقایی، مطالعات تاریخ اسلام، ش٧، ص٢٨.

[١٧٤]. البته خاورشناسان از حلقۀ مشترک تفسیرهای متفاوتی ارائه داده‌اند. (رک: همان، ص٤٥).

[١٧٥] .G.H.A. Juynboll.