حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٧٧ - تاریخگذاری سندی احادیث «رفع عن أمتّی» در منابع عامّه
یعنی این احتمال را میپذیرد که مضمون حدیثی قدیمیتر از حلقۀ مشترک باشد؛ امّا وی معتقد است این موضوع با اطلاعات موجود در سندهای حدیث اثباتشدنی نیست و نمیتوان تاریخ آن را به پیش از حلقۀ مشترك رسانید. به گمان او اگر حلقۀ مشترك واقعاً حدیث را از فرد دیگری شنیده بود، حتماً در سندی كه به پیامبر(ص) میرسید، نشانهای از آن منبع یافت میشد.[١٨٥] ینبُل در تاریخگذاری بر اساس نخستین منبع نیز مانند شاخت میاندیشد و زمان تألیف منبع را آغاز پیدایش حدیث میداند.
بهطور کلی ویژگی اصلی آثار خاورشناس هلندی (خوتیر ینبُل) که وی را از دیگر محققان غربی متمایز میسازد، تأکید وی بر تحلیل سندی روایات است.[١٨٦] در تاریخگذاری سندی ابتدا اسناد مختلف حدیث جمعآوری و به دنبال آن شبکه اسناد ترسیم میشود. هدف اصلی از ترسیم شبکه اسناد تعیین حلقه یا حلقههای مشترک اصلی و فرعی است. ینبل در «تخریج سندی» احادیث، کتاب تحفة الاشراف مزّی را بهعنوان راه میانبر پیشنهاد میکند.[١٨٧] وی مدعی است تحلیل سندی مسلمانان در نقد حدیث ناکارآمد بوده، امّا روش ابداعی وی در تحلیل سند، بازسازی «سیر تطوّر تاریخ حدیث» را ممکن میسازد.[١٨٨]
حال که روش تاریخگذاری سندی به اختصار تبیین شد، نوبت به تطبیق آن بر احادیث رفع فرا میرسد.
احادیث رفع در منابع فریقین
بر اساس دستهای از احادیث، امّت پیامبر اسلام از امتیازات ویژهای برخوردار است. نادیدهگرفتن و برداشتهشدن (حکم) برخی امور از امت پیامبر(ص) مضمون دستهای از این احادیث است که در میان دانشمندان شیعه به حدیث رفع مشهورند. در برخی منابع روایی همچون کافی بابی جداگانه به این دسته از احادیث اختصاص یافته و در احادیث شیعی تعداد این امور سه، چهار، شش و نُه امر ذکر شده است. برخی از این احادیث چنین هستد:
[١٨٥]. «پدیدۀ حلقۀ مشترک در سندهای روایات: تبیین و تحلیل، سید علی آقایی، مطالعات تاریخ اسلام، ش٧، ص٣٢.
[١٨٦]. «مروری انتقادی بر کتاب دائرة المعارف احادیث رسمی»، هارالد موتسکی، مترجم: سید علی آقایی، آینۀ پژوهش، ش١٣٣، ص٧٨.
[١٨٧]. ر.ک: «حدیث اسلامی خاستگاهها و سیر تطوّر»، ص٣٠٧.
[١٨٨]. ر.ک: «مروری انتقادی بر کتاب دائرة المعارف احادیث اسلامی»، هارالد موتسکی، مترجم: سید علی آقایی، آینۀ پژوهش، ش١٣٣، ص٨٤.