صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦٢
خودشان یک حکومت ملى بود، باز احتمال این مىرفت که چند نفر آدم بىاطلاع از عمق اشیاء باور کنند. البته آنهائى که مطالعه کردند درباره روحیه این شخص و دیدهاند که ٣٠ سال، بیست و چند سال این چکاره بوده است و این تبدیل لباسها را از او دیدهاند، تبدیل چهرهها را او دیدهاند که یک وقت به یک چهره عابد زاهد در مىآید و دنبالش آن چهرهاى که پنج پنج مىگیرد، اینها دیدهاند مردم این را. آنهایى که اطلاع دارند از مسائل، که تو هر چیزى بگوئى باور نمىکنند، اگر لااقل با یک دست آمده بودى بیرون و همان قضیه عذرخواهى در پیشگاه ملت و توبه نامه، احتمال مىرفت که یک دسته مثلاً مردمى که سطحى نگاه میکنند، اینها باورشان بیاید، خوب این هم براى تو یک چیزى بود که یک دسته سطحى نظر کن باورشان بیاید مطلب را، اگر آن دسته بگذارند که اینها تفکر غلطى بکنند. لکن تو هر دو را با هم اجرا کردى این ناشیگرى است. یا آنهایى که دارند تعلیم مىدهند این مسائل را غرض دارند با این مردک و مىخواهند کلکش را بکنند منتهى مستقیماً نمىخواهند این کار را انجام بدهند مىخواهند به غیر مستقیم این کار را انجام بدهند که به مردم بفهمانند که آقا توبه این آقا این است، این توبهاى که دارد مىکند و در پیشگاه ملت عذر تقصیر مىخواهد و التزام مىدهد و ضمانت مىکند، این الان که توى زبانش التزام و ضمانت است زیر عبایش تفنگ است، این را ملت باورش بیاید؟ کدام ملت، کدام احمق باورش مىآید این را؟ چه کسى این مطلب را باورش مىآید؟ آنها هم که مطالعه در حال شما نکردهاند، آخر باورشان مىآید یک همچنین مطلبى که با هم تو این کار را دارى انجام مىدهى ؟ کسى احتمال مىدهد که نظامى بدون اینکه شاه امر بکند آدم بکشد؟ نظامى به روى مردم آتش روشن کند بدون اینکه امر مستقیم شاه در این مساله باشد؟! اینها در این جلسهاى که داشتند فکر علیلشان به این منتهى شد که بیایید یک کارى بکنیم که اعلیحضرت را مصون نگه داریم و بگوئیم که آقا توبه کار است لکن نظامى خودش کار خودش را انجام بدهد، یعنىنظامىها هستند که این را انجام مىدهند نه شاه و جورى اینها ترتیب آن را دادند که خود مطلب، متن قضیه مطلب را روشن کرد که چه هست، همان قضیه دم خروس است. متن قضیه معلوم بود که این یک صورت سازى است و به نظر انسان مىرسد که اینهایى که این مطلب را تنظیم کردهاند با اینکه از آن طرف دیدند که ریاکارىها به جائى نرسید، حکومت نظامى و سرنیزه هم به جائى نرسید، کلا" ضم این دو تا، ضم شى به لاشى است، ضم هیچى به هیچى است، آن به جائى نرسید، این هم به جائى نرسید، خوب دوتایش هم همین است دیگر به جایى نمىرسد. اینها در عین حالى که این معنا را دیدند این طرح را دادند که مردم در خود طرح بفهمند که مساله این نیست که ایشان مىگوید من توبه کردم و اینکه یک انتخابات آزادى و یک عرض مىکنم مملکت صحیحى و مستقلى و آزادى بعد از این من تحویل مىدهم، همین حالایى که دارد مىگوید استغفرالله التوبه، همین حالا مسلسلهاى او باامر او دارد مردم را مىکشد، همین حالا که التوبه او باز قلمش خشک نشده است، قم را به آتش زدند و زنجان را به آتش زدند، سایر مملکت هم حتماًاین چیزها هست که ما لابد تا عصرى یا شبى اطلاع پیدا مىکنیم. نمىشود این مردم را دیگر بازى داد، فکرى دیگر باید بکنند اینها.