صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٣
صحیح خودش مىفروشیم و ارز مىگیریم. پول مىخواهیم ما، مىخواهیم مردم براى -مردم- صرف بشود. اینجا نفت ما را زیادتر از آن اندازهاى که باید استخراج کنند استخراج مىکنند، پول هم که نمىگیرند یا آهنپاره مىگیرند یا طیارههاى به آن قیمتهاى گزاف مىگیرند. آن مقدارى هم که مىگیرند صرف این ملت نمىشود. الان این ملت چى دارد بیچاره؟ شما چهار تا بازارى مثلاً چیزدار تهران را یا چهار تا از اربابهائى که از همین طعمه ارتزاق مىکنند نگاه نکنید، شما پایتان را توى زاغهها بگذارید، شما پایتان را تو دهات بگذارید بروید خوزستان و دهات خوزستان را ملاحظه کنید، تاسف دارد خدا مىداند. آب، شط آب دارد در خوزستان. من یک وقتى که شاید سى سال پیش از این، چقدر سال پیش از این بود که عبور کردم از، به خوزستان رفتم، مىخواستم عتبات بروم، خوب این آب یک شط آب است، یک رود و دو رود نیست، یک شطى که کشتیرانى توى آن مىشود، زمین، تا چشم مىکنى زمین افتاده و هیچ زراعت ندارد، من توى ذهنم آمد که شاید، شاید خاک این لیاقت زراعت ندارد. یک جایى پیاده شدیم من رفتم خاک را برداشتم خاک خوب، لکن دست خیانت نمىگذارد. آب از آنجا دارد هرز میرود زمین هم آنجا افتاده است و مردم خوزستان براى اینکه بچههایشان را که مریض مىشوند پیش یک طبیب بروند طبیب نیست، هیچى ندارند، در ده تا ده، بیست تا ده یک وقت مىبینى یک درمانگاه نیست، تمدن بزرگ این است؟! یک درمانگاه در بیست تا ده! بعضى جاها درمانگاه اصلش نیست، طبیب نمىدانند چى است. در روزنامههاى خودشان نوشتند که آب اینقدر نیست که -این- صبح که این بچه را از خواب بلند مىشود و چشمش را به واسطه تراخمى که براى خاطر حکومت فاسد این تراخمها هست، چشمش را نوشته آب ندارند تاتر کند چشمش باز بشود، با بول این کار را مى کند. در روزنامه بود این با بول این چشم بچه را که -تراخم- به واسطه تراخم به هم چسبیدهتر مىکنند که نوشتهاند براى نداشتن آب (توى روزنامه اینطور بود) یک همچو زندگى ما داریم در اثر اشتباهات آقا!! آقا اشتباه کردهاند تا حالا، حالا بعد از این اشتباهات بیرون مىروند یعنى ایران مىشود تمدن بزرگ! اشتباه شما یکى و دو تا و ده تا نیست، تعمدات شما یکى و دو تا و ده تا نیست. مرتب از مااین روزنامه نگارها مىپرسند به اینکه خوب، شما چرا با شاه بدى؟ این چرا دارد؟! خوب شما بپرسید، این ملت، این فریاد بچهها و آن فریاد بزرگها ببینید چه کرده این آدم که با او بد هستند. با او بد هستند از باب اینکه یک دشمنى شخصى با هم دارند؟! سى میلیون دشمن شخصى است؟!
آشتى و سازش با شاه خیانت به اسلام و ملت است.
این شاه اینقدر خیانت کرده است و اینقدر جنایت کرده در این مملکت که دیگر راه آشتى نیست. راهى نیست که کسى بگوید که شما اشتباهاتتان تا حالا هیچ، حالا از این به بعد انشاءالله که اشتباه نمىکنى. راه نگذاشتى براى این کار. امکان ندارد یک همچو مطلبى. اگر یک روحانى، یک سیاسى، یک بازارى، یک دانشگاهى بخواهد بگوید که بیائید، به مردم بخواهد این را بگوید بیائید با هم خوب سازش کنید، شاه امروز آمده توبه کرده و عرض کنم که استغفار کرده، خوب، بیائید