صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٨
دانشگاه استقلالى و استعمارى
اگر دانشگاه ما یک دانشگاه صحیح استقلالى بود، مستقل بود و اشخاصى که در آنجا (اگر صالحى هم در آنجا باشد) مىتوانستند که کارى را که مىخواهند و صلاح است انجام بدهند، روزگار مملکت ما به اینجا نمىرسید و به بدتر از این براى نسل آتیه شاید خداى نخواسته بشود. دانشگاه ما را اشخاصى قبضه کردند که اینها خودشان انگل هستند و خودشان استعمارى هستند و خودشان نوکر ماب هستند و تمام اینها سرچشمهاش همان یک نفر آدم است. حال مگر در دانشگاه اگر یک معملى، یکى استادى بخواهد یک چیزى بگوید قدرت دارد، مگر سازمان امنیت به امر اعلیحضرت دانشگاه مىخواهند یک حرف حقى را بزنند، با پلیس خفهشان نمىکردند. دختر را مىزنند، پسر را مىزنند، جوان را مىزنند، حبس مىکنند چه مىکنند، این براى این است که دانشگاه ما استقلالى ندارد. دانشگاه ما نداریم، دانشگاهى که یک نفر آدم بر آن حکومت کند این دانشگاه نمىشود محیط علم باید محیط آزاد باشد.
مجلس ملى و مصونیت مستشاران نظامى!!
اگر مجلس ما یک مجلس صالحى بود و این ابزار دست صلحا بود، این قوانین را مىگذاشتند بگذرد؟ مصونیت مستشارهاى آمریکائى که ذلت ایران و ننگ ایران است و بود، اینها مىگذاشتند تصویب بشود؟ مجلس ما نداریم یک عده اشخاص را مأمور هستند هم مأمور از سازمان امنیت، اسمش را گذاشتهاند مجلس، اینها مأمور هستند همهشان، اگر اینها آزاد بودند و اگر مجلس، مجلس ملى و بد و مال مردم بود که نمىگذاشتند اینهمه اسلحه بخرند نفت ما را بدهند و آهن بخرند آهنى که نمىتوانند به کار بیندازند خودشان هم متحیرند باید مستشار آمریکائى و متخصص آمریکائى بیاید نشان بدهد و به اینها هم نشان نمىدهند آنها یک جانورهائى هستند که به این حرفها تسلیم نمىشوند و آنها آمدند اینجا با حقوقهاى گزاف حقوقهاى گزاف که ما اطلاع نداریم و تصورش هم نمىکنیم که اینها هر یکیشان ماهى چقدر مىگیرند همین قدر عددشان را مىگویند زیادند مستشارها و تعدادشان چند صد نفر و یا چند هزار نفر من الان نمىدانم و آنوقت (٦٠ هزار نفر ظاهراً گفتند) با چقدر حقوق، هر یک چقدر حقوق از این ملت مىگیرند، از جیب این فقرا و بیچارهها در مىآورند و به جیب این گردن کلفتها مىریزند و آنوقت اینها مگر به نظامى ما تعلیم نظامى مىدهند؟ اینها مىخواهند این نظامىها را همین طورى نگه دارند که هر طورى دلشان مىخواهد عمل بکنند.
شاه، سر منشاء تمام مفاسد
اگر ما یک ارتش انگلى نداشتیم و یک ارتش مستقلى داشتیم اجازه نمىداد که مستشارها بیایند همه چیزها در تحت دستور آنها باشد و اینها صاحب منصبهایشان جز آلت هیچ چیز نباشند براى