صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣
تواریخ محفوظ است و انشاء الله با انقراض این دودمان سیاه رو تاریخها بیرون مىآید و نوشتهها بیرون مىآید و انشاءالله شماها ببینید و اگر ماها و شماها ندیدیم نسلهاى بعد خواهند دید اگر بتوانند تشریح کنند آن جنایاتى که آن مرد کرد، چه خونها ریخت چقدر از علما را اسیر کرد، جقدر به اسم اتحاد شکل به این ملت بیچاره فشار آوردند و چقدر مظلومها را کتک زندند و چقدر علماء را هتک کردند و چقدر عمامهها را از سر اهل علم برداشتند. این مرد بىصلاحیت وقتى که ترکیه رفت، آنجا دید که آتاتورک یک همچون کارها و همچون غلطهایى را کرده است از همانجا از قرارى که آن وقت مىگفتند تلگراف کرده است به عمال خودش که مردم را متحدالشرک کنید آن وقت منتهى به عذر اینکه این زارعین از باب اینکه در آفتاب مىخواهند بروند کار بکنند، کلاه لبهدار داشته باشند تا اینکه توى آفتاب اذیت نشوند لکن مطلب معلوم بود که اینها نیست. وقتى هم که از سفر آمد که دیگر فشارها شروع شد.
یک رشته فشارهاى زیاد دنبال همین اتحاد شکل بود و جنایات، چقدر علماء را در این قضایاء اذیت کردند، تبعید کردند، بعضى را کشتند و بهانه دومى که باز به تقلید از آتاتورک بىصلاحیت، آتاتورک مسلح غیر صالح باز انجام داد قضیه کشف حجاب با آن فضاحت بوده. خدا مىداند که به این ملت ایران چه گذشت در این کشف حجاب. حجاب انسانیت را پاره کردند اینها. خدا مىداند که مخدراتى را اینها هتک کردند و چه اشخاصى را هتک کردند. علماء را وادار کردند بر سر نیزه که با زنهایشان در مجالس جشن، یک همچو جشنى که با خون دل مردم با گریه تمام مىشد شرکت کنند مردم دیگر هم به همین ترتیب در سه دسته را دعوت مىکردند و الزام مىکردند که با زنهایان باید جشن بگیرید. آزادى زن این بود که الزام مىکردند، اجبار مىکردند با سر نیزه و پلیس، مردم محترم را، بازرگانهاى محترم را، علما را، اصناف را به اسم اینکه خودشان جشن گرفتند. در بعضى از جشنها (به اصطلاح خودشان) آنقدر گریه کردند مردم که اینها از آن جشن شاید اگر حیایى داشتند پشیمان مىشدند. یک رشته هم این بود که خدا مىداند که چى کردند.
یک رشته هم جلوگیرى از منابر و جلوگیرى از روضهخوانى و خطابه به هر عنوان. در تمام ایران شاید گاهى اتفاق افتاد که عاشورا یک مجلس نباشد. بعضى از اشخاصى که یک قدرى مثلاً جرأت داشتند، نصف شب، آخر شب، سحر مجلس داشتند که اول اذان مثلاً تمام بشود. همه ایران رااز این فیض و از اینکه حتى ذکر مصیبتى بشود، ذکر حدیثى بشود محروم کردند. این جز این است که اسلحه در دست بى عقل بود؟ افاضل باید اسلحهدار باشند. اگر اسلحه در دست ناصالح باشد، آنوقت این مفاسد از آن پیدا مىشود و آن جنایاتى و کشتار عامى که در مسجد گوهرشاد واقع شد، دنبال آن علماى خراسان را گرفتند آوردند به تهران حبس کردند، علماى بزرگ را حبس کردند و بعضىشان را هم محاکمه کردند و بعضىشان را هم کشتند براى اینکه اسلحه در دست بىعقل بود. علماى اصفهان، علماى آذربایجان، اینها به مجرد اینکه کلمهاى گفتند، یک نهضتى کردند، اینها را گرفتند و تبعید کردند و بردند به جاهایى. علماى آذربایجان مدتها ظاهرا در سنقر بودند، مرحوم حاج میرزا صادق آقا