صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٤٤
حرف کارتر این است. اینها دارند اینطورى معرفى مىکنند. این مردیکه مىگوید که (باز او بهتر است از این) این ملت ما قابل آزادى نیستند، نمىشود به آنها آزادى داد براى اینکه اگر آزاد بشوند مرا نمىخواهند. حرف او این است تا به آنها گفتند (آزادى) مىگویند (مرگ بر شاه). آن آدم هم مىگوید از بس آزادى دادند، دارند داد میزنند. ما گرفتار یک همچو دو نفر آدمى هستیم، یکى از آن طرف افتاده، یکى از آن طرف افتاده. این گرفتارى ماست. ما که در اینجا نشستیم و تمام با هم داریم و شما که تماس با این رفقاى اروپائى یا آمریکائىتان دارید، بگوئید مطالب را، درد ایران را یا درد این ملت را بگوئید، بگوئید که این بچههاى صغیر را اینها دارند مىکشند، بچههاى ٧ ساله را، بچههاى ٨ ساله را اینها دارند مىکشند.
ما میخواهیم که انعکاس این مطلب که در خارج اینها یک مردم وحشى هستند، نوشته بود، از قول یک خبرنگار بود که اروپائى بود، انگلیسى بود، نوشته بود که من در این اجتماعى که در روز عید فطر مردم با تمام وقار داشتند مىرفتند و شعارهائى مىدادند ولى هیچ زد و خورد تو کار نبود و آرام بود، نوشته است که من رفتم که بروم، یک اتومبیل بود مال یک آمریکائى، نگه داشت دید من خارجى هستم، سوار شدم، رو من کرد، گفت ببین وحشىها را. به او گفتم، اینها وحشىاند؟ شما در کجاى دنیا اطلاع دارید که نیم میلیون، یک میلیون جمعیت راه بیفتد و اینطور آرام اینطور صحیح راه بروند؟ خوب، اینها حقشان را مىخواهند، اینها وحشى هستند؟ اینها در خارج منعکس کردهاند که ایران وحشى هستند، وحشى را که نمىشود آزاد کرد، وحشى باید در باغ وحش درش را باید محکم قفل کرد. اینها دارند شماها را اینطور معرفى مىکنند. شما براى اینکه از ذهن این خارجىها بیرون بیاورید این مطلب را، بگوئید مطلبى که ما داریم چیست، مطلبى که ایرانىها دارند چیست، این است. تا این مسأله از ذهن اینها بیرون برود وقتى بیرون رفت، در اینجا هم یک موجى پیدا مىشود. این حکومتها، اینها هم از ملت خودشان یک قدرى ملاحظه ممکن است داشته باشند. این براى این جهت است، نه اینکه براى این است که اینها بلند شوند بیایند کار ما را حل کنند، ما کارمان را باید خودمان حل کنیم. لکن این مطلب که دارند درست مىکنند براى ملت ایران که ملت ایران وحشى است و آزادى نمىتواند بپذیرد یا ملتى است که از زیادى آزادى دادش در آمده است، این مطلب را شما باید منعکس کنید و بفهمانید که مسأله و داد ملت ایران چیست و اینها چه چیز مىخواهند. بچه ٨ ساله شان داد مىزند آزادى، استقلال، حکومت اسلامى، پیر مردش هم اینها را مىخواهد، ملایش هم این را مىخواهد - عرض مىکنم که اهل منبرش هم این را مىخواهد، فضلایش هم این را مىخواهند، بازارى هم این را مىخواهد، دبیرستانى هم این را میخواهد، اینها مىخواهند آزاد باشند. گرفتار بودند، ٥٠ سال اختناق، اینها مىخواهند که مستقل باشند، سالهاى طولانى (بیش از ٥٠ سال) تحت اسارت بودند، مىخواهند بیرون بیایند از این اسارت. ماها باید در اینجا که هستیم تبلیغ کنیم یعنى بگوئیم به این افراد این مملکت، با هر کس که روابط داریم مسائل ایران را طرح کنیم و به اینها بگوئیم تا این مطلب از ذهن اینها بیرون بیاید که (اینها یک دسته وحشى هستند که دارند بانک را نمىدانم - آتش