صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٤٣
فدائى مىدهند و در راه اسلام عزیز و کشور، خون نثار مىکنند، شما در چه تاریخى چنین دیدهاید؟ امروز زنهاى شیر دل طفل خود را در آغوش کشیده و به میدان مسلسل و تانک دژخیمان رژیم مىروند، در کدام تاریخ چنین مردانگى و فداکارى از زنان ثبت شده است؟ امروز غریو مرگ بر شاه از دل طفل دبستانى تا پیران بیمارستانى مجال را بر رژیم منحط پهلوى چنان تنگ نموده و اعصاب شاه را انسان خرد کرده که دست از پا نشاخته و تسکین خاطر خود را با خون کودکان و جوانان ما بیمه مىکند.
صبور باشید که خون شما پیوستى با خون و راه انبیا دارد
خواهران و برادران عزیز! صبور باشید و سستى و ضعف از خود نشان ندهید، راه شما راه خدا و اولیاء خداست. خون شما در راهى مىریزد که خون پیامبران و امامان و اصحاب صلاحیتدار آنان ریخته شده، شما به آنان مىپیوندید و این نه تنها غم ندارد که شادى آور است.
عامل سرنگونى رژیم و پیشرفت مقاصد اسلامى: استحکام صفوف و اجتناب از اختلاف
صفهاى خود را محکم کنید و ارادهها را مصمم و وحدت کلمه را حفظ نمائید و با همه جناحهاى مسلمان خصوصاً ارتشىها ائتلاف کنید و سلام گرم مرا به آنان برسانید و بگوئید اینان که با مسلسل شما و یا اجانب کشته مىشوند برادران و خواهران شما هستند، براى ارضاى شهوات شاه خود را پیش خالق و خلق رسوا نکنید، در آغوش ملت بیائید که آغوش ما براى شما باز است عزیزان من! از اختلاف که الهام ابلیس است اجتناب نمائید و به هم پیوسته در راه هدف که سرنگون شدن رژیم فاسد پهلوى است و قطع ایادى اجانب از مقدرات و مخازن کشور است، نهضت مقدس را ادامه دهید و در راه پیشرفت مقاصد اسلامى خود از هیچ عاملى نهراسید، این جنبش بزرگ را هیچ قدرتى نمىتواند متوقف کند. شما بحقید و دست خداوند تعالى با شماست و خدا خواسته است که مستضعفین پیشوائى را به دست گرفته، خود وارث مقدرات و مخازن خود باشند.
خدمت به نهضت اسلامى در هر زمان و هر مکان تکلیف است
اینجانب در اولین فرصت به یکى از کشورهاى اسلامى که بتوانم به فعالیت اسلامى خود ادامه دهم خواهم رفت و انشاءالله تعالى عمرم را در راه خداى تعالى که خدمت به شماست به آخر مىرسانم. تاکنون هیچ یک از دولتهاى اسلامى از من دعوت ننمودهاند و به محض احراز آزادى بیان و قلم در کشورى از کشورهاى اسلامى انشاءالله براى خدمت به آنجا خواهم رفت
اکنون در اینجا به خدمت ادامه مىدهم در نهضت اسلامى و خدمت به مردم مسلمان، مکان یا رنج در مکان مطرح نیست، آنچه مطرح است تکلیف است، صداى وجدان است. من هر چه بکنم وبه سر من هر