صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٠
غارت اموال ملت توسط شاه و پدرش
در داخله هم هر کس که بگوید که این باید بماند یا خوب است بماند، این خائن است که گوید خوب است بماند، براى این که در داخله همه دیدند که این شخص چه مىکند و با مردم چه کرده است و با مخازن ما چه کرده است، با مال ما چه کرده است. چقدرها در خارج، این آدم، چقدر از مال مردم گرفتهاند و در خارج الان ویلا دارند و ملک دارند و چه دارند و چه دارند، همه اینها از مال ملت بوده. خوب، ما رضاخان را دیده بودیم، یک سربازى لخت بود که آمد و حالا هر یک از آنها صاحب میلیاردها دلار شدهاند، این از مال همین ملت است. در تمام شرکتها اینها شرکت دارند هر شرکتى که در ایران تاسیس شده یک مقدارش مال اینهاست.از نفت هم که همینطور دارد به آنها مىدهد. یک مقدارىگیرند، یک مقدار کمى مىگیرند که این مقدار هم به آنها آهن مىدهند، چیزهائى که به درد ما نمىخورد، بله به درد ایشان این مسلسلها مىخورد براى این که بزنند و مردم را بکشند، به درد ملت ما نمىخورد این چیزها. یک مقدارى از آن هم توى جیب خودشان و توى جیب عائلهشان مىرود و به تبلیغات مىدهند در خارج. خدا مىداند اینها چقدر، مىگویند صد میلیون دلار خرج تبلیغات ایشان است که به خارج مىدهند براى تبلیغ کردن، تبلیغ چه؟ تبلیغ این که این آقا براى ایران لازم است باشد، اگر این برود، کمونیست مىشود ایران!. چرا کمونیست مىشود ایران اگر این برود؟ ملت ایران یک ملت مسلم است، ملت ایران شعارشان اسلام است، شعارشان دیانت است چرا کمونیست مىشود؟ ایشان همین طورى دارند منتشر مىکنند. حالا اخیراً هم مىگویند که بناست که، درست کردهاند یک دستهاى را که دانشگاه وقتى که باز شد، در دانشگاه شعار کمونیستى بدهند براى این که به مردم بفهمانند که ببینند الان کمونیستها هستند، نه اینها سازمان امنیتى هستند، اینها کمونیست نیستند. با هر حیله و با هر حقهاى هست اینها مىخواهند این را نگهش دارند و نگهداشتنش هم براى آن است که ایشان بهتر از همه نوکرى دارد مىکند.
با بیرون کردن نفتخورها و مفتخورها، ملت کشور را اداره خواهد کرد
ما حرفمان از اول تا حالا این بوده است که ما یک مملکتى داریم براى خودمان مىخواهیم، ما نمىخواهیم آمریکا سرپرست ما باشد ما نمىخواهیم همه منافع ملت را آمریکا ببرد، همه منافع مملکت را شوروى ببرد، گاز را شوروى ببرد و نفت ما را آمریکا ببرد و یک سفره بازو هر چه هر کس مىخواهد هرچى بخورد، ما نمىخواهیم اینطور باشد. ما مىخواهیم خودمان، یک جمعیتى هستیم، هر چى هستیم به شما چه ما هر چى هستیم، مىخواهیم خودمان از زمین خودمان و از آب خودمان و از نفت خودمان و از مخازن خودمان که همه غنىاند اینها، ما مىخواهیم از همینها استفاده کنیم و دزدها را کنار بگذاریم که مىخوردند و مىبردند، آنها را هم کنار بگذاریم، خودمان اداره کنیم مملکت خودمان را. ما سرپرست لازم نداریم، بد اداره مىکنیم خودمان کردیم خوب هم اداره مىکنیم خودمان کردیم ما حرفمان این است و کى مىتواند بگوید نخیر (شما) باید حتماً کس دیگر بیاید شما را اداره