خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠
انبیاء انجام میدادند و در زمان بعد باید علماء از راه اجتهاد انجام بدهند . همه شریعتها یکی بیشتر نیست . این را بعد بیشتر توضیح خواهم داد . ولی اجمالا بدانید که اختلافات شرایع اختلافات تباینی نیست ، یعنی مثل دو رژیم مختلف نیست ، مثلا رژیم سرمایه داری و سوسیالیستی که یکی ضد دیگری است ، و حداکثر اختلاف از قبیل کلاس پائینتر با کلاس بالاتر است . مطلب را از پایه شروع میکنیم و میگوئیم که این حرف از اصل اشتباه است که بگوئیم علت اینکه شرایع عوض شده این است که علم و تمدن بشر عوض شده است یعنی خدا برای بشر جاهل یک قانون داشته و برای بشر عالم قانونی دیگر ، برای غیر متمدن یک قانون دارد و برای متمدن قانون دیگر . اینجور نیست . حساب این نیست بلکه حساب دیگری است . اولا بسیاری از چیزها است که تغییر پذیر نیست . چطور ؟ شما ببینید پیغمبران آمدهاند برای چه ؟ چه جای خالی را آمدهاند پر بکنند ؟ آنوقت میبینید که آن چیزها تغییر پذیر نیست . یکی از کارهائی که پیغمبران برای آن آمدهاند دعوت به خدا است ، یعنی رابطه میان بنده و خدا بر قرار نمودن ، بدین معنی که از یک طرف بنده را عارف به حق کردن و از سوی دیگر عابد حق نمودن . من از شما میپرسم : آیا عرفان خدا و همچنین پرستش خدا و تقرب به او چیزهائی است که فرمول آن در زمانهای مختلف فرق میکند ؟ مثلا علوم فیزیک و شیمی که پیشرفت رژیم عرفان به خدا عوض میشود ؟ پیغمبران آمدهاند یکی برای اینکه خود بشر را به خودش بشناسانند که غیر از انبیاء قادر به این کار نبودند . چگونه او را به خودش بشناسانند ؟ به این طریق که به او بگویند ای بشر تو یک موجود زائل وفانی معدوم شدنی نیستی ، زندگی تو در این