خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩
روایات : « لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام » ، و در برخی روایات دیگر : ²لا ضرار و لا ضرار علی المؤمن». همین یک جمله قاعده کلی شده است به دست فقها ، قاعدهای شده است که در سراسر فقه حکومت میکند . من در مقالهای نوشتم که اسلام برای قاعده لاضرر و قاعده لا حرج حق و تو قائل شده است . این درست مثل حق و تو است ، اما نه حق و توئی که وابسته باشد به میل شخصی نماینده یک دولت بزرگ ، بلکه حق و توئی که ریشهاش ضرر و ضرار است ، ریشهاش مصالح مهمتر است . همانطوری که نماینده یک دولت بزرگ حق و تو دارد و تصمیماتی را که دیگران میگیرند او و تو میکند ، هر دستوری که اسلام در هر جا داشته باشد ، همین که به مرز ضرر و ضرار برسد ، لاضرر میآید جلوی آن را میگیرد . حالا نمیخواهم راجع به ضرر و ضرار و اینکه فرق آنها چیست و مفهوم لاضرر چیست بحث کنم چون یک بحث طولانی است . به هر حال قاعده ضرر و ضرار یک قاعده کنترل کنندهای است برای جمیع قوانین اسلامی ، کنترلی که خود اسلام در دستگاه قوانین خود قرار داده است . این معنای « اعطیت جوامع الکلم » است .
نهی از معاملات غرری
یا مثلا باز ما جملهای در فقه داریم ، گفتهاند نهی النبی عن البیع الغرر ، یعنی پیغمبر اکرم از معاملات غرری نهی کرد . غرر چه نوع معاملاتی است ؟ چه انواعی از معاملات در زمان جاهلیت وجود داشت و این جمله آنها را نهی کرد ، و چه انواعی از معاملات امروز میتواند وجود داشته باشد که این جمله آنها را منسوخ میکند و باید منسوخ بکند ؟ من یک مفهوم سادهای از آن برایتان بیان بکنم . با این جمله پیغمبر اکرم فرمود در هر معاملهای باید حدود مورد