خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٦
خود بنیامیه کلک او را کندند ، این روش عمر را که جد مادری خودش بود منسوخ کرد ، دستور داد احادیث پیغمبر ضبط و نگهداری بشود و مانع فراموشی آنها بشوند . به هر حال رابطه قطع نشد ، همانطور که عرض کردم چشم زخمی به احادیث نبوی رسید ولی طوری نشد که به کلی از میان برود ، خیر ، به این مرحله نرسید . به علاوه ما که شیعه هستیم از طریق ائمه احادیث نبوی را داریم . ائمه اطهار بهترین حافظ مواریث نبوی بودند و میدانیم که بسیاری از احادیثی را که اهل تسنن از طرق خودشان نقل کردهاند ائمه ما هم تأیید کردهاند . پس تردیدی باقی نمیماند که احادیث نبوی در حدود بسیار زیادی باقی مانده است . به هر حال پیغمبر اکرم فرمود که : « نضر الله عبدا سمع مقالتی فوعاها » ، خدای خرم گرداند بندهای را که گفتار مرا بشنود و حفظ کند [ ( وعی ) ] یعنی حفظ و نگهداری ) « و بلغها من لم یسمعها » و برساند به کسی که آن را نشنیده است . تا اینجا فقط ترغیب و تشویق مردم است که گفتار مرا ضبط کنید و به طبقات بعدی برسانید . شاهد من در قسمت دوم این سخن است . خیلی جمله عجیب است . اگر آدم مادی هم باشد باید به نبوغ و روشن بینی این مرد آفرین بگوید ، به این که چطور تکلیف آینده را هم روشن میکند . فرمود : « رب حامل فقه غیر فقیه ، و رب حامل فقه الی من هو افقه منه » ، یعنی بسیارند کسانی که فقهی را حفظ میکنند و خود فقیه نیستند ، و بسیارند کسانی که فقهی را برای دیگری روایت و نقل میکنند در حالی که آن دیگری از خود او فقیهتر است و صلاحیت بیشتری دارد . کلمه [ ( فقه ) ] در اصطلاح امروز ما یعنی علم به احکام ، و ما فقیه را کسی میدانیم که مسائل فرعی مربوط به نماز و روزه و جهاد و حج و غیره را بداند . ولی همه حتی خود فقها هم قبول دارند که فقه در اصطلاح اصلی خود معنی و سیعتری دارد ، هم