خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٢
بسیاری از ادعاها را قبول نداریم و آن را پوچ و بی معنی میدانیم ( مقصودشان ادعاهای واهیئی است که برخی از متصوفه راجع به بواطن قرآن میکنند ) ولی این را هم بدانید که مطلب در فهم قرآن این هم نیست که ماها خیال میکنیم ، مطلب عمیقتر از این است . آنوقت همین مطلب را تشریح کردند که قرآن یک ظواهری دارد ، و ظواهر را همه میتوانند درک کنند ، یک معلم میتواند ظواهر قرآن را بفهمد ، ولی به تناسب کمالاتی که شخص پیدا بکند میتواند به معنائی از معانی ماوراء مفاهیم لفظی که عموم درک میکنند پی ببرد . بعد گفتند به هر نسبت که مراتب انسان کاملتر بشود معانی بیشتری را از قرآن کریم درک میکند . غرض این است که از صدر اسلام این مطلب مطرح بوده است که خیال نکنید معانی قرآن همانی است که عربهای صدر اسلام درک میکردهاند و ما باید ببینیم آنها از قرآن چه میفهمیدهاند ، دیگر قرآن بیش از این مطلبی ندارد . نه ، این جور نیست ، قرآن که تنها برای آنها نازل نشده ، قرآن برای همه بشر نازل شده تا دامنه قیامت . کسی حق ندارد قرآن را مطابق میل و هوای نفس خودش تفسیر بکند ولی همه حق دارند که در قرآن تدبر بکنند و تا دنیا دنیاست افراد حق تدبر دارند و شانس موفقیت دارند که در تدبرهای خودشان به مطالب تازهای برخورد بکنند که احیانا گذشتگان آنها در تدبرهای خویش برخورد نکردهاند . حدیثی در کافی داریم ، میفرماید : خداوند تبارک و تعالی میدانست که در آخر الزمان اقوامی و گروههایی خواهند آمد ²متعمقون [ فی الله ] » که در خدا و الهیات تعمق میکنند ، یعنی میخواهند به عمق مسائل وارد بشوند ، از این جهت آیات اول سوره حدید و سوره توحید ، و آیات آخر سوره حشر را فرستاد . یعنی اگر خدا میدانست که در آخر