خاتمیت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٥
بدانید که خود بزرگان دین قرآن را از آن اول همین طور به ما معرفی کردهاند . خطبه معروفی است از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که من قسمتی از آن را در اینجا برای شما میخوانم . این خطبه در [ ( کافی ) ] هست و خیال میکنم در کتب اهل تسنن هم عین آن موجود باشد . اینکه از کتب اهل تسنن تأیید میآورم برای اینست که اگر حدیثی را شیعه از طرق خود ، و اهل تسنن از طرق خود نقل کرده باشند ، با اینکه طرق این دو فرقه از هم جدا است ، بهتر مورد اطمینان است که حتما صحیح و معتبر است و از پیغمبر اکرم رسیده است . پیغمبر اکرم در ابتدای جمله هاشان فرمودند : « اذا التبست علیکم الفتن فعلیکم بالقرآن » هر وقت فتنهها بر شما روی آورد و امر بر شما مشتبه شد به قرآن مراجعه کنید . « و هو کتاب تفصیل و بیان و تحسین » قرآن کتابی است که تفصیل میدهد و بیان میکند ، « و هو الفصل لیس بالهزل » در قرآن امر غیر جدی وجود ندارد . « له ظهر و بطن » ، یعنی پشت دارد و شکم دارد ، و به تعبیر روایت دیگر « له ظاهر و باطن » ظاهر دارد و باطن دارد « فظاهره حکمة و باطنه علم » ، ظاهر قرآن حکمت و دستور العملهای ظاهری است اما از باطن قرآن علم میجوشد « ظاهره انیق و باطنه عمیق » ، ظاهر قرآن زیبا و باطن آن مثل دریا عمق دارد « له نجوم و علی نجومه نجوم » یا: « له تخوم و علی تخومه تخوم » مجموعا حالا چه نجوم باشد و چه تخوم حاصل معنی اینست که قرآن درجات و مراتب دارد ، یک معنی از ظاهرش فهمیده میشود ولی یک درجه که عمیقتر میروید به یک حقیقت تازهای برخورد میکنید ، باز یک طبقه عمیقتر میروید به یک حقیقت تازهای بر میخورید . « لا تحصی عجائبه و لا تبلی غرائبه» شگفتیهای آن برشمرده نمیشود و تازگیهای آن کهنه نمیگردد ]. ²فیه مصابیح الهدی و منار الحکمة و دلیل علی المعروف لمن عرف الصفة » ، چراغهای هدایت در این