جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ٩٢
رو، تلاش داشتند تا محمدرضا پهلوى قانون اساسى مشروطه را به طور كامل اجرا كند. در مراحل بعدى انقلاب آنها به جريان روحانيت انقلابى به رهبرى امام خمينى (ره) پيوستند؛ اما آقاى شريعتمدارى كه در ظاهر جزو اين جريان ديده مىشد در عمل ارتباطات خود را با شاه و دربار بيشتر كرد. «١» رژيم پهلوى نيز براى تضعيف روحانيت مبارز و انقلابى به جريان شريعتمدارى بها مىداد.
٤. روحانيت غير سياسى اين گروه از روحانيان هر چند به لحاظ تئوريك دين را از سياست جدا نمىدانستند، اما در عمل، يا به دليل شرايط خاصى كه در آن قرار داشتند، به شدت از ورود و دخالت در سياست پرهيز مىكردند. آنان به تحصيل، تدريس، توجه به مسائل اخلاقى و معنوى مشغول بودند. «٢» يك شاخه از اين جريان انجمن حجتيه بود كه خود را طرفدار امام زمان (ع) مىدانست. البته در دوره شتاب انقلاب اسلامى بخشى از اين جريان به روحانيت انقلابى پيوست.
يادآور مىشويم كه امام خمينى از ابتداى مبارزه از دست بخشى از روحانيت غيرسياسى كه با عناوين «ولايتىها» و «مقدسنما و متحجر» از آنان ياد مىكند، رنج زيادى كشيد.
ولايتىها «٣» خود را عاشق ائمه معصومين و دوستدار آنان نشان مىدادند.
آنان در بحث ولايت تنها بعد محبت و ارادت به خاندان عصمت (ع) را در عصر غيبت برجسته مىكردند. بر اين اساس بُعد حاكميت و سرپرستىِ ولايت