جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ٣٧
اصلاح طلبان واقعى اگر خود را منتسب به اسلام مىكنند كه چنين نيز هست، مىبايست از منابع اصيل اسلامى راه بجويند و آن نيز جز با تمسّك به ثقلين (قرآن و عترت) ميسر نيست.
اصلاح طلبان واقعى جز اين راهى ندارند و گرنه دچار سردرگمى التقاط و انفعال خواهند شد، هر اصلاح طلب مسلمانى مىبايست معناى دقيق اين عنوان را از منابع اسلامى بجويد و به آن ملتزم باشد.
به تعبير شهيد مطهرى:
اصلاحطلبى يك روحيه اسلامى است. هر مسلمانى به حكم اينكه مسلمان است خواه ناخواه اصلاح طلب و لااقل طرفدار اصلاحطلبى است. زيرا اصلاحطلبى هم به عنوان يك شأن پيامبرى در قرآن مطرح است و هم مصداق امر به معروف و نهى از منكر است كه از اركان تعليمات اجتماعى اسلام است. «١» بر اين اساس اصلاحطلبى جزء جوهر اسلام است و از درون دين سرچشمه مىگيرد نه از بيرون آن، يك ضرورت دينى است و يك فريضه مذهبى، چنانكه رهبر فرزانه انقلاب مىفرمايد:
اصلاحات يك حقيقت ضرورى و لازم است و بايد در كشور ما انجام بگيرد. اصلاحات در كشور ما از سر اضطرار نيست، جزء ذات هويت انقلابى و دينى نظام ماست ... اصلاحات يك فريضه است. «٢» واژه اصلاح در فرهنگ اسلامى فراتر از رفورم غربى، متفاوت و متغاير از آن در هر دو گفتمان ليبرال و ماركسيستى است. كلمه «اصلاح» و مشتقات آن در