جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ٢٢٩
كارگردان و كارگزار نظام سلطنتى براى غربى كردن كشور بودند و البته برخى از آنان چون آزادى به سبك غربى در بعد سياسى را در نظام استبدادى پهلوى تحققپذير نمىديدند، بر رژيم پهلوى خرده مىگرفتند.
جريان چهارم روشنفكران نيز پس از انقلاب مشروطه و تأثير پذيرى آنان از افكار كمونيستى و سوسياليستى پديد آمد. ويژگى مهم اين جريان الحاد و ضديت با دين اسلام بود. جريان چهارم نيز خصلت گذشتهستيزى و نوگرايى داشت، اما نوگرايىاش در تحقير و تمسخر دين و متدينان تجلّى يافته بود.
مىتوان گفت، به استثناى جريان اول روشنفكرى، سه جريان ديگر، به بيگانگان وابسته بودند. اين وابستگى براى برخى از لحاظ فكرى و براى برخى ديگر، فكرى و عملى بود.
در مجموع به استثناى جريان روشنفكرى صحيح اسلامى، نتيجه عملكرد ديگر جريانها براى كشور منفى بوده است. اين سه جريان كه مىتوانيم آنها را «جريان جديد» بناميم، به تعبير رهبر معظم انقلاب از همان آغاز بيمار متولد شدند «١» و فرجام افكار آنها وابستگى كشور به بيگانگان است.
٣- ٦. مبانى فكرى روشن است كه مبانى فكرى جريانهاى چهارگانه متفاوت است. مبانى فكرى جريان اوّل همان مبانى فكرى جريان اصيل اسلامى است كه عبارتند از:
- وحدت دين و سياست؛ - توحيد يا خدامحورى؛ - نبوّت؛