جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ٢٢٨
تحليل قرار دهيم. در اين جزوه آن چيزى كه طرح نشده است، متون اصلى اسلام است. «١» اين نوع تفكر آثار منفى فراوانى بر خوانندگان آثار دكتر شريعتى مىگذاشت، نظريه اسلام روشنفكرى يااسلام منهاى روحانيت اومردم رااز متخصصان اصلى دين، يعنى مراجع و روحانيان، جدا مىكرد و تلاش براى ارائه اسلام جديد با استفاده از مكاتب غربى افراد متأثر را دچار افكار التقاطى و در نتيجه اسلام التقاطى مىساخت.
نتيجه كوششهاى فكرى متفكران برجسته اين جريان ارائه يك اسلام التقاطى بود و پىآمدهاى زيانبار فراوان آن براى هواداران هنوز هم پا برجا است. فقدان شناخت عميق از اسلام و دورى از روحانيت اصيل باعث گرديد تا اين جريان روشنفكرى، اسلام را با مكاتب انحرافى در هم آميزد. قابل توجه است كه هم اكنون دولتهاى غربى مخالف اسلام ناب محمدى (ص) جريان روشنفكرى دوم را از نظر مادى و معنوى پشتيبانى مىكنند. «٢» جريان سوم روشنفكرى در دوره قاجار و به ويژه پس از ورود افكار غربى در عصر مشروطه نُضج گرفت. روشنفكران اين جريان، نخستين نمايندگان انديشههاى غربى بودند. كسانى مانند ميرزا ملكم خان، ميرزا فتحعلى آخوند زاده، ميرزا حسين خان سپهسالار و سيد حسن تقى زاده افكار ليبراليستى، اومانيزم و سكولار خود را به تدريج در ايران طرح كردند. غربى كردن كشور در همه ابعاد از جمله اهداف اين گروه بود. اعضاى اين جريان در دوران پهلوى