انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥
اما راه صحيح كه سعادت هر دوجهان در آن نهفته است، اين است كه راه تذلل و خضوع را در برابر خداى جهان پيش گيرد و با پيمودن راه بندگى، مقامات و قدرت هايى به دست آورده و سرانجام برخود و جهان مسلط گردد.
پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) در ضمن حديثى به مقامات بلند سالكان راه حق و پويندگان راه عبوديت و بندگى اشاره نموده، سخن پروردگار را چنين نقل مى فرمايد.
« ما تَقَرَّبَ اِلَىَّ عَبْدٌ بِشَىء أَجَبَّ اِلَىَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ وَ اِنَّهُ لِتَقَرَّبُ اِلَىَّ بِالنَّافِلَةِ حَتّى اُحِبَّهُ، فَاذا اَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذى يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الّذى يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسانَهُ الَّذى يَنْطِقُ بِه وَيَدَهُ الَّتى يَبْطِشُ بِها، اِنْ دَعانى، أَحَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنى اَعْطَيْتُهُ».[١]
«هيچ بنده اى به وسيله ى كارى، نسبت به من تقرب نجسته كه محبوب تر از انجام فرايض بوده باشد. (آنگاه فرمود:) بنده ى من با گزاردن نمازهاى نافله آنچنان به من نزديك مى شود كه او را دوست مى دارم. وقتى او محبوب من شد، من گوش او مى شوم كه با آن مى شنود، و چشم او مى شوم كه با آن مى بيند و زبان او مى گردم كه با آن سخن مى گويد، و دست او مى شوم كه با آن حمله مى كند. هرگاه مرا بخواند اجابت مى كنم و اگر چيزى از من بخواهد مى بخشم».
دقت در اين حديث، ما را به عظمت كمالى كه انسان در سايه ى انجام فرايض و نوافل پيدا مى كند، به خوبى رهبرى مى كند، در اين حالت، قدرت درونى انسان به حدّى مى رسد كه با قدرت الهى صداهايى را كه با نيروى عادى
[١] اصول كافى، ج٢، ص ٣٥٢، چاپ دارالكتب الإسلامية.