روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٧٠ - روزشمار جنگ شنبه / ٢ آبان ١٣٦٦ / ٣٠ صفر ١٤٠٨ / ٢٤ اکتبر ١٩٨٧
برای عراق جنگ نفتکش ها نیست بلکه از اوضاع نا هنجار مرزهای زمینی اش با ایران به خصوص در شمال و مرکز آن کشور ناشی می شود و همین به شکست آن در جبهه جنوبی خواهد انجامید. پیروزی ایران برای منافع غرب فاجعه بار است و متأسفانه امریکا نیز در این زمینه کار چندانی نمی تواند انجام بدهد. … واشنگتن در صورت شکست عراق، برخلاف تمایلش یا باید به ایران اجازه دهد که سلطه خود را بر منافع غرب در خلیج فارس اعمال کند یا اینکه مستقیماً دخالت نظامی کند. ٧٠ درصد حملات علیه کشتی ها در خلیج فارس تاکنون کار رژیم عراق بوده و هر چه عراقی ها بیش تر کشتی های ایرانی را مورد حمله قرار دهند، ایرانی ها عملیات تلافی جویانه را علیه امریکا اعمال خواهند کرد.[١]
در این گزارش درباره اقدامات عراق در شمال این کشور نوشته شده است: صدها دهکده کردنشین عراقی با خاک یکسان و به یک بیابان تبدیل شده است طوری که گویا هرگز موجود زنده ای در آنجا زندگی نمی کرده است… رژیم عراق سیاست تبعید اکراد به ارودگاه ها را یک "پیروزی شهری" لقب داده است و بدین وسیله کینه و نفرت خود را در دل ٢٠ درصد از جمعیت عراق نشانده است.[٢]
درباره درآمدهای دو کشور عراق و ایران و تأثیر بحران خلیج فارس روی درآمدها، در این گزارش آمده است: درآمد عراق از محل صادرات نفت از طریق خط لوله و کمک های سخاوتمندانه اعراب که صدام را در جایگزینی سلاح های منهدم شده کمک می کنند، تأمین می شود و حتی به این کشور امکان می دهد که زرادخانه خود را گسترش دهد.
برخلاف آن، فعالیت های جنگی ایران تقریباً به طور کامل متکی بر درآمد صادرات نفت از طریق دریا می باشد. نفت ٩٠ درصد از کل ارز خارجی ایران را تأمین می کند. از آنجا که بهای نفت طی چهار سال گذشته کاهش یافته، ایران کوشیده است تولید و صادرات نفت خود را برای جبران این کاهش درآمد، افزایش دهد. منافع ایران در تداوم کشتی رانی در خلیج فارس روشن و آشکار است. تنها در صورت موفقیت کامل عراق در انهدام توانایی های ایران در زمینه صادرات نفت، ایران انگیزه ای منطقی برای بستن خلیج فارس به روی کلیه کشتی ها را پیدا خواهد کرد؛ البته حضور ناوگان های نیروی دریایی بین المللی که دقیقاً برای جلوگیری از چنین اقدامی در خلیج فارس ازدحام کرده اند، توانایی ایران برای بستن خلیج فارس را محدود کرده است. هر چند دست یابی به موشک "کرم ابریشم" ایران را به بستن تنگه هرمز دست کم برای مدتی کوتاه توانا می سازد و غرق کشتی ها توسط این موشک ها می تواند به صورت یک پیروزی برای ایران درآید.[٣]
اهداف اصلی عراق از شروع این جنگ توسعه طلبانه و برای تغییر مرز بین المللی به کرانه شرقی شط العرب و سرنگونی رژیم ایران بوده است. اما امروز عراق فقط در پی حفظ تمامیت ارضی و سیاسی خود می باشد. عراق خاطرنشان ساخته است که آماده است خط میانی شط العرب را به عنوان مرز بین دو کشور بپذیرد. با این حال، اهداف جنگی ایران همان هاست که در آغاز جنگ بوده است. ایران خواستار آن است که عراق به عنوان متجاوز شناخته شود و صدام سرنگون و مجازات گردد و غرامت خسارات ناشی از حمله عراق به ایران پرداخته شود.[٤]
در بخش دیگری از این گزارش آمده است: صنایع عراق، تأسیسات نفتی بنادر، بشکه های حمل و نقل و مراکز جمعیت این کشور تقریباً همگی در بخش شرقی عراق یعنی نزدیک به مرز ایران قرار دارد. فاصله بغداد با خطوط نیروهای ایرانی هشتاد مایل (١٢٤ کیلومتر است) و بصره دومین شهر بزرگ عراق، در جبهه جنگ قرار دارد. از همان آغاز نبرد، ایران توانست عراق را از دست یابی به خلیج فارس محروم سازد.
برخلاف عراق، جمعیت و صنایع ایران به طور عمده از مرز بدورند. فاصله مرز دو کشور با تهران ٥٦٠ کیلومتر، با اصفهان ٣٦٠ کیلومتر و با قم ٤١٦ کیلومتر می باشد. در حالی که هواپیما و موشک های عراقی می توانند به شهرها، بنادر و تأسیسات ایران برسد، ایران هیچ گونه بیمی از حملات عراق ندارد. تاکنون عراق توانسته است که کمبودهای نیروی انسانی و بنیه استراتژیک اقتصادی خود را با حفظ برتری در زمینه "تجهیزات نظامی" در زمین و هوا حفظ کند. از جنبة لجستیکی محموله های نظامی شوروی تکیه گاه اصلی
[١] ٤٧. مأخذ٣٩، ص١٦.
[٢] ٤٨. مأخذ٣٩، ص١٦.
[٣] ٤٩. روزنامه اطلاعات، ٤/٨/١٣٦٦، ص١٦.
[٤] ٥٠. همان.