روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٠٥ - روزشمارجنگ سه شنبه / ٥ آبان ١٣٦٦ / ٣ ربیع الاول ١٤٠٨ / ٢٧ اکتبر ١٩٨٧
در ادامه جلسه مصطفی ایزدی سؤال کرد که برخورد با امریکا به چه صورت است و یگان ها چه آمادگی هایی باید کسب کنند. محسن رضایی پاسخ داد که پیروزی ما بر عراق به عنوان پیروزی علیه امریکا تلقی می شود؛ چون امروزه همه به صراحت می گویند امریکایی ها آمده اند که جلوی پیروزی ایران را بگیرند. قبلاً امریکایی ها موذیانه شعار می دادند که نه می خواهیم ایران پیروز شود و نه می خواهیم عراق پیروز شود، اما الآن صریح می گویند که ما آمده ایم جلوی پیروزی ایران را بگیریم. و ما کوچک ترین موفقیتی که علیه عراق به دست بیاوریم، پیروزی علیه امریکا هم حساب می شود؛ چون خواهند گفت امریکایی ها آمدند که از سقوط صدام جلوگیری کنند ولی ایرانی ها نترسیدند و پیشروی شان را ادامه دادند و تسلیم نشدند و سازش نکردند. بهترین وظیفه لشکرهای نیروی زمینی این است که معطل نکنند، سریع و جانانه دست هایشان را بالا بزنند و به خط دشمن هجوم کنند. منتها به عنوان احتیاط نیروی دریایی نیز محسوب می شوند و اگر احساس کردیم بعضی جاها در خلیج فارس خطر جدی است از لشکرها استفاده می شود. همچنین طبق برنامه ریزی، بخش مهمی از کار نیروی زمینی از امسال به بعد مسئله جنگ نامنظم و جنگ داخل عراق است و ما بدون نبرد نامنظم کار چشمگیری در جبهه های جنگ نمی توانیم بکنیم. الان اولویت جنگ منظم و نامنظم یکسان است. نیروی زمینی باید برنامه ریزی کند که یگان ها چه کار می توانند بکنند.[١]
پس از آن محمد علی جعفری فرمانده قرارگاه قدس سؤالی به این مضمون مطرح کرد که صِرف پیروزی نظامی چه تأثیری در روند جنگ می گذارد و آیا عملیات ها را باید همین طور ادامه بدهیم تا اینکه از پشتیبانی عراق ناامید بشوند؟
فرمانده کل سپاه در پاسخ بحث مفصلی را مطرح کرد که در واقع به نوعی بیان استراتژی و یا پیشنهاد یک استراتژی برای آینده جنگ بود. وی گفت: «ما به چند شکل می توانیم پیروز بشویم: ١- راه نظامی کور که مثلاً بکوبیم تا بغداد پیش برویم که هر چه بین ما و ارتش عراق واقع می شود (شهرها، خانه ها و …) از بین می رود. این یک پیروزی نظامی کور است. ٢- با کمک ابرقدرت ها و کشورهای دیگر پیروز بشویم. این پیروزی سیاسی ذلت باری است. ٣- از نظر نظامی، اجتماعی و سیاسی یک حمله گازانبری بکنیم و صدام را سقوط بدهیم. از جنبه نظامی به جای اینکه قدم به قدم برویم، به حملات خود عمق بدهیم. استراتژیست های بزرگ دنیا می گویند بزرگ ترین فاتح آن است که کشور مقابل را سالم ببلعد. یعنی اگر به جای خیز دو سه کیلومتری، خیز ده بیست کیلومتری بروید، امکانات و نیروهای دشمن سالم تر به دست شما می افتد. هرچه ما قدم های مان بزرگ تر باشد، پیروزی مان سریع تر و تلفات مان کم تر می شود. البته این یک بُعد کار است. البته تا بغداد ما نباید چنین سرمایه گذاری هایی بکنیم مگر در شرایطی که مثلاً تا یک ماه دیگر ما پنج میلیون رزمنده با اسلحه و امکانات داشته باشیم و از پنج فلش برویم مثلاً بغداد را دور بزنیم و همه شهرهای عراق را سالم بگیریم. اما چون با این
[١] ٥. همان، ص٢٢ تا ٣٠.