روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٠٦ - روزشمارجنگ سه شنبه / ٥ آبان ١٣٦٦ / ٣ ربیع الاول ١٤٠٨ / ٢٧ اکتبر ١٩٨٧
وضعی که داریم، این در کوتاه مدت امکان پذیر نیست و از طرف دیگر هم نمی توانیم همین طور قدم به قدم برویم و تا آخر این طور با دشمن بجنگیم، پس این خلأ را چطور پر کنیم؟
بُعد دوم این راه حل، بُعد اجتماعی است؛ یعنی جنگ داخل عراق. یعنی اجتماع عراق را سازمان دهی کنیم و به آن تشکیلات بدهیم و آن را وادار کنیم به جنگیدن علیه رژیم عراق … ما اگر بتوانیم شرایط را آماده کنیم شاید بیش از بیست سی هزار نفر از مردم و عشایری که رژیم عراق برای مقابله با ما مسلح کرده است، بیایند تسلیم بشوند. پس مشکلِ بُعد نظامی و خلأ نرفتن تا بغداد به صورت سنگر به سنگر را از طریق مردم عراق می توان پُر کرد. این هم مستقیم و هم غیرمستقیم به پیروزی کمک می کند. کمک غیرمستقیم اش این است که ارتش عراق را تجزیه می کند و بخشی از نیروها و امکانات آن را به جبهه دیگر می برد. کمک مستقیم اش هم این است که شما از عملیات نامنظم به سمت جایی که می خواهید عملیات منظم بکنید از نیروهای داخل عراق استفاده می کنید و مثلاً به جای اینکه با دو لشکر از عقب به دشمن بزنید با دیده بانی یک آدم شجاع و با سواد و کسی که بتواند توپخانه را به خوبی هدایت کند، از داخل و از نزدیک با دقت آتش توپخانه را روی دشمن هدایت کنید و او را داغون کنید و به ذلت بیندازید؛ با یک توپخانه مختصر اما با یک دیده بانی قوی. از دیگر کمک های جنگ نامنظم، جمع آوری اخبار و اطلاعات داخل عراق برای جنگ منظم است.
اما هدف نهایی و آینده جنگ نامنظم این است که ما مردم عراق را سازمان دهی کنیم، کادر ساخته شده از مردم عراق داشته باشیم که بلافاصله بعد از گرفتن بغداد، بدهیم دست خودشان اداره کنند که این کار به عهده قرارگاه رمضان است. پس جنگ عراق آیندة عراق را هم تشکیل می دهد، هر کجا که رسیدید از آنجا به بعد با حلقه ای که از داخل عراق به شما وصل می شود پیش بروید.
بُعد یا پایة سوم راهِ حلِ سوم، سیاست است. سیاست یعنی چه؟ کشورها در برخورد با ما سه دسته اند: کشورهایی که با دشمن ما دوست هستند؛ کشورهایی که میانه هستند؛ کشورهایی که با ما دوست هستند. برای هر دسته باید برنامه داشته باشیم و با برنامه جلو برویم. ما با عملیات منظم و عملیات نامنظم (دو بُعد اول) را کِشت می کنیم، اما آنجا که باید از آن ثمر بگیریم میدان مبارزه سیاسی است. ما اگر در جنگ منظم و نامنظم پیروزی نداشته باشیم، در میدان مبارزه سیاسی دست مان خالی است. به خارج از کشور برویم ]برای اقدامات دیپلماتیک[ می گویند برای چی اینجا آمده اید، ما را تحویل نمی گیرند. اما اگر پیروزی های نظامیِ پی درپی داشتیم، تشکیلات برای آینده عراق درست کردیم، داخل عراق را متزلزل کردیم و … آن موقع دیگر لازم نیست ما برویم، دنیا از ما می خواهد که در این باره با آنها صحبت کنیم.
چرا میدان سیاست لازم است؟ چون در غیر این صورت شما را متهم می کنند که اینها یک مشت آدم های نظامی کوری هستند که می خواهند همه چیز را از بین ببرند. در میدان مبارزه سیاسی باید اولاً دوست های دشمن را کم کنیم و مانع بشوید که دشمن دوست های جدیدی