روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٤٧٠ - روزشمار جنگ دوشنبه / ٢٧ مهر ١٣٦٦ / ٢٥ صفر ١٤٠٨ / ١٩ اکتبر ١٩٨٧
نتیجه به لقاء الله پیوستند. جسد این سه شهید پیدا نشد. علی چیت ساز گفت: من دست یکی از بچه ها را که آب او را به زیر پل برده بود چند دقیقه در دست داشتم چند نفری هر چه تلاش کردیم که او را بیرون بیاوریم موفق نشدیم.»[١]
١ ٣
لشکر٩ بدر و تیپ٦ پاسداران، یگان های تحت امر قرارگاه رمضان که در عملیات منطقه ماووت مأموریت دارند در سرزمین دشمن، از پشت به نیروهای عراق حمله کنند، مشکلاتی بیش از یگان های دیگر دارند که به دلیل نبودن امکانات ارتباطی مناسب و همچنین ضرورت ارسال پیام ها به صورت رمز و کوتاه، امکان انتقال مشکلات آنها به طور کامل به قرارگاه نیروی زمینی سپاه نیست و در حد هماهنگی های خیلی ضروری صورت می گیرد. راوی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ که همراه این یگان ها به داخل عراق رفته است، در یادداشت های خود از وضعیت این دو یگان چنین نوشته است: «از صبح امروز هوا شدیداً مه آلود بود و باران شدید و حتی تگرگ می بارید. نیروها که سرپناهی نداشتند، در "دوکانیان" در زیر آسمان ایستاده بودند و تمامی لباس ها و امکانات آنها خیس شده بود. برادران این مه و باران را نعمتی از جانب خدا می دانستند که سبب غافل گیری دشمن و ناتوانی او در استفاده از هواپیماهایش برای شناسایی و بمباران و حمله شیمیایی خواهد شد. آذوقه هایی که دیروز رسیده بود هم تا حدود زیادی موجب تقویت روحیه نیروها شد و هر چند به علت شدت بارندگی و خاموش شدن آتش هایی که برای تهیه غذا روشن می کردند، نتوانستند غذای مناسبی تهیه کنند، ولی وضعیت تغذیه بهتر از دو روز گذشته بود. بعدازظهر، قبل از شروع حرکت، با وجود بارندگی شدید و سرما، مراسم نوحه خوانی و سینه زنی برگزار شد. برادران روایت فتح که حضور داشتند می گفتند این بی سابقه است که باران از سر و صورت و لباس نیروها سرازیر باشد و مراسم با این احساسات و اشک و زاری برگزار شود.
سرانجام نیروها در یک ستون، با فریاد "هیهات من الذله" حرکت خود را شروع کردند. بر اثر شدت بارندگی و مه چنان هوا تاریک شده بود که نیروها بیش از چند متری خود را نمی دیدند و ناچار به استفاده از چراغ قوه بودند. کوهستانی بودن و لغزندگی مسیر، پیاده روی را مشکل کرده بود و نیروها مکرر زمین می خوردند. چند تن از برادران نیز بر اثر سرما بی هوش شدند؛ طوری که "شیخ دارا"، از مسئولان اتحادیه، چند پتوی خیس را با استفاده از نفت آتش زد تا آنها را به هوش آورد.»[٢]
مسعود سرمدی در ادامة یادداشت های خود نوشته است: «درحالی که نیروها به سوی اهداف می رفتند و ما در مسیر رسیدن به قرارگاه مشترک، راه را گم کرده بودیم، در ساعت ٢٠:٣٠ صادق محصولی (فرمانده تیپ پاسداران) در تماسی بی سیمی به پرویز فتاح (جانشین خود) گفت: چیزی که بوده منتفی شده است. چون موضوع مبهم بود و به دلیل تاریکی و بارندگی
[١] ٧. سند شماره ٤٤٤/گ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش آماده سازی عملیات انجام نشده نصر٨، لشکر٣٢، انصار الحسین(ع)، راوی برادر تازیکی، ٢٧/٧/١٣٦٦، ص٣٧ تا ٣٩.
[٢] ٨. سند شماره ١٥٣٣ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: دفترچه ثبت جنگ راوی قرارگاه رمضان (مسعود سرمدی)، ٢٣/٧/١٣٦٦ تا ٢/٨/١٣٦٦، ص٥٣ تا ١/٥٦.