روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٧١ - روزشمار جنگ شنبه / ٢ آبان ١٣٦٦ / ٣٠ صفر ١٤٠٨ / ٢٤ اکتبر ١٩٨٧
بنیة دفاعی عراق بوده است. با این حال سایر کشورها نیز نقش مهمی در حمایت از عراق داشته اند که از میان آنان فرانسه از همه مهم تر می باشد. فرانسه هواپیماهایی که دارای عملکرد بالایی می باشند (جنگنده های میراژ و بمب افکن های سوپراتاندارد) و سایر سلاح هایی که دارای تکنولوژی پیشرفته ای است، به عراق فروخته است.
برخلاف آن، ارتش ایران به طور عمده مسلح به تجهیزات ساخت امریکاست که برای آنها به جز برنامه ریگان در مورد اسلحه در قبال گروگان ها، دست یابی به قطعات یدکی و جایگزینی آن دشوار بوده است. ایران همچنین توانسته است صنایع تسلیحاتی بومی حائز اهمیتی به وجود آورد. گلوله هایی که بر استحکامات عراق فرو می ریزد ساخت داخل کشور است.[١]
در گزارش کمیته روابط خارجی سنای امریکا درباره عملکرد امریکا در قبال جنگ آمده است: پس از آنکه ایران نیروهای عراق را از سرزمین خود در سال ١٩٨٢ بیرون راند، سیاست امریکا رو به تغییر گذاشت، نگرانی دوباره از پیروزی احتمالی ایران، دولت ریگان را بر آن داشت که جانب عراق را بگیرد. با فرا رسیدن سال ١٩٨٤ این گرایش عبارت بود از:
١- توقف عملیات، تلاش فعال دیپلماتیک امریکا برای شناسایی و متوقف ساختن محمولات تسلیحاتی به سوی ایران.
٢- ارائه اعتبار جنسی، اعتبار بازرگانی برای کشاورزی و سایر خریدها در امریکا به عراق.
٣- محکوم شمردن لفظی ایران در سازمان ملل و در سایر محافل.
٤- بر طبق گزارش های مطبوعاتی بعدی، ارائه اطلاعات نظامی به عراق در سال ١٩٨٤، که این گرایش با برقراری روابط کامل دیپلماتیک بین امریکا و عراق پس از یک وقفة هفده ساله، به اوج خود رسید.
دولت ریگان کمی بعد از برقراری روابط دیپلماتیک با عراق، شدیداً تغییر جهت داد و طرح استراتژیک را در قبال ایران آغاز کرد. مقامات عراق مکرراً تأکید کردند که این طرح به آنها ضربه بسیاری وارد آورده است. ناظرین دیپلماتیک در بغداد با این نظریه موافقند.[٢]
در حال حاضر این نگرانی عمیق وجود دارد که اگر عراق در جنگ شکست بخورد چه اتفاقی رخ می دهد. این امر هر دو کشور کویت و عربستان را بر آن داشته که از نظر مالی به عراق کمک کنند و جریان تجهیزات نظامی به عراق را تسهیل نمایند. لیکن همین ترس از انقلاب ایران نیز اکثر کشورهای حوزه خلیج فارس را بر آن داشته که دقیقاً از هرگونه درگیری مستقیم با ایران اجتناب کنند. خطری که انقلاب ایران در برداشت، انگیزه اصلی در تصمیم کشورهای حوزه خلیج فارس در سال ١٩٨١ برای ایجاد شورای همکاری خلیج فارس بود.
کویت خواهان آن است که تا حد امکان پرچم های خارجی بیش تری به دست آورد. استدلال کویت این است که وارد شدن دیگران به صحنه بین این دو کشور و ایران سپر محافظی مهم و حساس ایجاد می کند و احتمال حملات در دریا را نسبت به حمله علیه خاک کویت افزایش می دهد. در میان کشورهای حوزه خلیج فارس بحرین بیش تر از سایرین به امریکا و دیگر کشورهای غربی نزدیک است و به نیروهای خاورمیانه ای نیروی دریایی امریکا اجازه داده از بندر آن به عنوان پایگاه استفاده کنند. سپر حفاظتی ناشی از این نزدیکی برای بحرین حائز اهمیت است.
از نظر امارات عربی متحده ایران نیز یک خطر خارجی اولیه است. نظریه ای که در نوامبر گذشته هنگامی که یک جنگنده به مجتمع تولیدی مرکزی در حوزه نفتی "ابوالبخوش" حمله کرد، مورد تأکید قرار گرفت. در نتیجه دولت امارات هم به فکر بهبود نیروهای دفاعی خود افتاد. میزان کنونی توانایی این کشور در تابستان سال جاری که در منطقه "فجیره" مین گذاری شد، آشکار گردید.
عمان برخلاف دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس، ایران را به عنوان نیروی تهدید کنندة ویژه نمی بیند. در واقع عمان که با ایران مناسبات فرهنگی و بازرگانی نزدیک دارد، خود را همانند یک واسطه بین ایران و سایرین می بیند. ظاهراً عمان برخلاف سایر کشورهای حوزه خلیج فارس از فاش
[١] ٥١. همان.
[٢] ٥٢. روزنامه اطلاعات، ٦/٨/١٣٦٦، ص١٦.