روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٨ - مقدمه
اقتصادی جنگ در پشت جبهه ها و مواضع و عملکرد دو کشور در عرصه بین المللی برای تقویت قدرت نظامی و مواضع خود در جنگ مورد بررسی قرار گرفته است. در سطح منطقه ای سعی شده است مواضع و عملکرد کشورهای حوزه خلیج فارس و همسایه ایران و عراق بر روند تحولات جنگ منعکس شود و هرگونه تغییر و تحول در مناسبات آنها با دو کشور ایران و عراق با توجه به میزان اثرگذاری آن بر جنگ مورد ارزیابی قرار گیرد. انعکاس اقدامات قدرت های بزرگ فرامنطقه ای و سازمان های بین المللی، به خصوص سازمان ملل متحد، بخش سوم از گزارش های این کتاب را به خود اختصاص داده است که به شکل اقدام مستقیم نظامی در خلیج فارس، تلاش برای اعمال تحریم تسلیحاتی و نفتی و فشارهای دیپلماتیک و روانی بر جمهوری اسلامی ایران و حمایت از عراق بروز یافته اند.
با توجه به محدودیت های موجود در نگارش وقایع به شکل روزشمار که بارزترین آن ارائه گزارش ها به شکل روزانه و به ظاهر جدا از هم می باشد، در این مقدمه تلاش شده منطق ارتباطی وقایع به شکلی قابل قبول ارائه شود و نمای کلی تری از اوضاع و وقایع این دوره ترسیم گردد و با اشاره به گذشته حوادث، روند تحولات آشکار شود. موضوعات پانزده گانه ذیل محورهای اصلی حوادث و وقایع این دوره محسوب می شود که در قالب گزارش های گوناگون ارائه شده است:
١- استراتژی نظامی و عملیاتی
در استراتژی عملیاتی سپاه که در سال ١٣٦٤ تنظیم و به شورای عالی دفاع ارائه شد، مناطق بصره، کرکوک و بغداد در اولویت اهداف عملیاتی جمهوری اسلامی قرار گرفت و از همان زمان علاوه بر اینکه اقدامات عملیاتی اصلی در جبهه جنوب انجام می شد، زمینه سازی برای اجرای عملیات در جبهه شمال غرب نیز آغاز گردید. پس از اجرای عملیات کربلای٥ در شرق بصره در زمستان ١٣٦٥ و اجرای عملیات های تکمیلی کربلای٥ و کربلای٨ در این منطقه و به رغم حصول نتایج مهم آن، مشخص گردید که ادامه عملیات در جنوب به شیوة کنونی با بن بست مواجه شده و برای دست یابی به اهداف استراتژیک جمهوری اسلامی ایران در جنگ، تغییر و تحولی اساسی در نظام گذشتة عملیات ها و جنگ ضروری است. لذا از اوایل سال ١٣٦٦ به منطقه شمال غرب توجهی ویژه شد و ضمن طرح ریزی و اجرای عملیات های محدود، زمینه سازی و طرح ریزی برای اجرای عملیات های مهم و گسترده در این منطقه آغاز گردید. البته وجود عوامل مهمی موجب عدم پذیرش و ناباوری این تحول اساسی، یعنی انتقال تلاش اصلی از جبهة جنوب به جبهة شمال می شد، از جمله این عوامل، نزدیکی اهداف اصلی در جنوب (نظیر بصره)، و دور از دسترس بودن اهداف شمال غرب (نظیر کرکوک) و نیز مشکلات و کمبود تجهیزات مورد نیاز و نقائص آموزشی برای نبرد در مناطق کوهستانی، نسبت به نبرد در زمین های هموار بود.