روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٨٢ - روزشمار جنگ چهارشنبه / ١ مهر ١٣٦٦ / ٢٩ محرم ١٤٠٨ / ٢٣ سپتامبر ١٩٨٧
عزیز جعفری: اگر ما کربلای٥ را یک شب دیرتر انجام می دادیم، دشمن فاو را زده بود، می خواست فاو را بگیرد.
علی شمخانی: داشت می رفت، به طرف فاو، ولی جریان زدن یک شب، دو شب نبود. مگر فاو را الکی می شود گرفت؟
یعقوب زهطی: شب قبل آن باران آمد و عمل نکرد.
عزیز جعفری: آقای باقری، تو بگو دشمن بعد از کربلای٤ چطوری برای فاو آماده می شد، هرچه یگان آورد از فاو آورد.
غلامرضا محرابی: نه، برای فاو آماده نمی شد.
محمد باقری: می ترسید ما حمله کنیم.
یعقوب زهطی: برادر محسن هیچ وقت هم این فکر را نمی کنند که سلیمانیه را ول کنیم و پایین برویم. در سلیمانیه که حداکثر باید جلوی پیشروی ما را بگیرد.
محسن رضایی: سلیمانیه را که ما نمی توانیم. شما که می دانید. قبل از رسیدن به سلیمانیه او به چنین فکری می افتد.
علی شمخانی: آقا محسن، او می گوید زمین ها قبلاً دست طالبانی ها بود، حالا دست ایرانی ها است.
محسن رضایی: به هر حال برای چنین احتمالی هم که هست، ما باید همیشه نیرویی در جنوب داشته باشیم. نیروی ما هم اگر برای عملیات در جنوب بیاید خوبی آن این است که تا قبل از روی دور افتادن، یعنی تا قبل از تهدید سلیمانیه ...، و اگر نه ما سلیمانیه برویم، آن بعید است که کاری بکند.
عزیز جعفری: آقای شمخانی، حضور طالبانی ها را در سلیمانیه تحمل می کند، اما حضور ما را نمی تواند تحمل کند، چون حضور ما در سلیمانیه یعنی بعد آن کرکوک است.
علی شمخانی: شما خودت را بگذار جای صدام. بگو من فاو را می گیرم و سلیمانیه را از دست می دهم.
محسن رضایی: کرکوک چی؟
عزیز جعفری: فاو را که به این سادگی نمی تواند بگیرد که شما باشید.
علی شمخانی: ما به عنوان ایران، آیا به خاطر خرمشهر حاضر به از دست دادن سنندج بودیم؟
محمد باقری: ارزش ندارد که به خاطر نرسیدن به سلیمانیه آن را از دست بدهد.
علی شمخانی: چرا، اگر تصمیم بگیرد، چون لشکر٢٧ اینجاست، لشکر٨ اینجاست، لشکر٢٥ اینجاست، می گوید بروم فاو را بگیرم.
محسن رضایی: آقای شمخانی، کرکوک را چرا، ولی سلیمانیه را حاضر نیست. به نظر من صدام حاضر است سلیمانیه را بدهد و فاو بگیرد.
عزیز جعفری: ما یک پیروزی بزرگ مثل سلیمانیه در این دو سه سال نداشتیم.
محسن رضایی: به هر حال، باید روی این احتمالات فکر کنیم. اینجا این حرف منطقی است که البته آموزش اینها فرق می کند. آموزش و آمادگی اینها برای عملیات فرق می کند.
رحیم صفوی: برادر من تدارکات آنها چطور است؟
محسن رضایی: باید آن عقبه هایی که آنجاست، لشکرهایی که مثلاً گردان های آنها تمام شده است، باید کلاً بگوییم آنها به جنوب بیایند و اینها جای آنها بروند.
رحیم صفوی: ضمن اینکه ما زرهی ها را هم می توانیم در فاو و شلمچه بگذاریم. یعنی چطور الان ما با پیاده حفظ کرده ایم؟ الان این زرهی ها را بگذاریم و گردان های وظیفه را هم کنار آنها بگذاریم و با حفظ خطوط توسط یگان های زرهی، و یک کمی از گردان های پیاده، فاو و شلمچه را حفظ بکنیم. یعنی برای تحرک احتمالی دشمن در فاو یا شلمچه، تقویت این مناطق با یگان های زرهی باشد.
نورعلی شوشتری: ما اینجا( غرب) هم زرهی نیاز داریم و زرهی هم زیاد نداریم.
رحیم صفوی: نه، آن لشکرها زرهی خودشان را اینجا(غرب) بیاورند کفایت می کند.[١]
[١] ٦٦. مأخذ ٦، ص٧ تا ١٤.