روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٨٠ - روزشمار جنگ چهارشنبه / ١ مهر ١٣٦٦ / ٢٩ محرم ١٤٠٨ / ٢٣ سپتامبر ١٩٨٧
آذرماه مسئله ای پیدا نشود و وضع خیلی خوبی داشته باشیم، یا ممکن است فصل طوری باشد که یا اصلاً عملیات نشود یا نتوانیم توسعه بدهیم. چون هرچه که شما نیروی بیش تری وارد عمل کنید، در فصل زمستان امکانات زمستانی بیش تر و جاده های بهتری می خواهید. بعضی وقت ها هم ممکن است راه کار شما را اصلاً ببندد. حداقلش این است که شما محدود می شوید که توان کمی را به میدان و پای کار ببرید.
مسئله دوم غافل گیری است. یعنی همین الان این تهدید وجود دارد که غافل گیری در منطقه ماووت از بین برود. علت اینکه الان ماووت قابل عمل است این است که دشمن تردید دارد، هم فکر می کند که شما می خواهید به سوی قلعه دیزه بروید، هم فکر می کند که می خواهید به طرف ماووت بروید، لذا نمی تواند به صورت قاطع یک برنامه ریزی جدّی بکند. موفقیت شما در شمال موقعی است که دشمن به صورت جدّی تک شما را در جنوب بداند ]یقین کند که تک شما در جنوب است[ که مثل سال های قبل تمام امکاناتش را به جنوب ببرد، آن موقع شما می توانید یک موفقیت قابل توجه در شمال به دست بیاورید که آن هم حاصل نمی شود، مگر اینکه یک عملیات جدّی در شمال انجام بدهید. یا اینکه یک فریب جدّی انجام بدهید. … به نظر ما در شرایطی که دشمن به شدت در شمال درگیر شده و در آنجا حضور دارد و برای حمله آمادگی دارد و خیالش از جنوب راحت شده است، کارایی صد گردان در جنوب برابر دویست سیصد گردان است، با همان دویست سیصد گردان خیلی کار می شود کرد. ما در عملیات کربلای١٠ با یک تیپ کم استعداد ارتفاعات بسیاری را گرفتیم و ماندیم. یا در والفجر٩ با توان کم جاهای زیادی را گرفتیم. بنابراین عملیات جنوب قطعاً به عملیات شمال کمک می کند. ضمن اینکه در شمال دو مسئله وجود دارد هم می ترسیم غافل گیری حاصل نشود و هم اینکه به زمستان سخت برخورد کنیم و اصلاً کل عملیات آنجا برای بهار بیفتد. آن موقع هم پاییز را از دست داده ایم و هم زمستان را، و این برای ما یک شکست بزرگی می شود.
عزیز جعفری: ترس اینجا(جنوب) که بیش تر است.
محسن رضایی: اگر لشکر آنجا(شمال) آماده باشد که با پانزده روز فاصله پشت سر ما می آید. ]خودش را در جنوب به ما می رساند[.
عزیز جعفری: نه، آماده نیست. باید یگان ها بمانند تا آماده کنند.
محسن رضایی: قطعاً اگر با تجمعی که دشمن در اینجا(جنوب) کرد، دیدیم که عملیات لو رفته است، به خط می زنیم، منتها ادامه نمی دهیم، چون اولین بار است که نمی خواهیم در پاییز مثلاً در جنوب عمل کنیم، اگر ما اینجا [جنوب] یک حمله ای به خط داشته باشیم و تجمع خودمان را دیگر علنی کنیم، اگر نگرفت، آن موقع قطعاً ما به شمال می رویم و دشمن هم بخواهد بیاید، دیگر شرایط مساوی خواهیم داشت. چون دشمن دیر قبول می کند که ما جنوب را به طور قطعی ترک کرده ایم، چون کربلای٤ را عمل کردیم و دوباره پانزده روز بعد در جنوب عمل کردیم. این تصور برای او هست که ما اگر اینجا هم ناکام شدیم، می خواهیم به سوی زید برویم، یا به طرف جزیره مجنون برویم، یا در منطقه کربلای٤ وارد عمل شویم. تا بخواهد خیالش از جنوب راحت شود و بخواهد عمده قوایش را از جنوب به شمال منتقل کند و روبه روی ما بگذارد، زمان زیادی طول می کشد.
رحیم صفوی: اینکه تلاش اصلی کجاست یک مطلب اساسی است، یعنی وقتی که تلاش اصلی مشخص شد می توان روی ترکیب یگان ها، پشتیبانی و آماده سازی کار کرد. یعنی اگر تلاش اصلی روشن بشود، تمام چیز ها در آن جهت سیر می کند و فرمانده با توجه به آن همه کار هایش را می کند. دوم، در مورد غافل گیری، اگر فرماندهان عراقی پیش صدام بروند و قسم بخورند که ایرانی ها امسال می خواهند تلاش اصلی شان را در غرب بگذارند، می گوید که شما دروغ می گویید، ایرانی ها می خواهند در جنوب حمله کنند.
علی شمخانی: نه، حالا این طور نیست. سپاه یکم آنجاست.
رحیم صفوی: آنها باورشان نمی شود. اصلاً نمی توانند تصور بکنند که ما در جنوب عملیات نمی کنیم.
محسن رضایی: الان می گویند که احتیاط های فاو را به قلعه دیزه برده است. لشکر هفتم را به قلعه دیزه برده است.
رحیم صفوی: خُب، اینها را بر می گرداند.
محسن رضایی: آنجا الان اطلاعات رسانی به دشمن خیلی زیاد است.