روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٨١ - روزشمار جنگ چهارشنبه / ١ مهر ١٣٦٦ / ٢٩ محرم ١٤٠٨ / ٢٣ سپتامبر ١٩٨٧
رحیم صفوی: آنکه تلاش اصلی، یعنی عمده قوای سپاه در غرب بخواهد عمل بکند، برای آنها قابل تصور نیست.
محسن رضایی: حرفی نیست، برای اول کار این طور است، اما اگر حرکتی در جنوب از ما ببینند، خیلی زود ممکن است باورشان بشود. اصلاً علت اینکه می گوییم امسال در شمال عمل کنیم همین است. همین که دشمن آمادگی ذهنی ندارد. اما آمادگی ذهنی برای چند روز ندارد؟ برای ٤٨ ساعت یا پانزده روز؟ بحث ما این است. ما می خواهیم کاری بکنیم که اگر هم در شمال می خواهیم پیشروی عمده بکنیم، حداقلش این باشد که آمادگی ذهنی دشمن را در آنجا طولانی کنیم و خیلی دیر امکاناتش را به پای کار بیاورد. این حداقل تلاش و هدفی است که ما از عملیات جنوب داریم(اگر موفقیت مناسبی به دست نیاید.)
رحیم صفوی: بله، این خیلی خوب است، منتها باید همین به یگان های جنوب گفته بشود که شما باید همه کارتان را برای غرب آماده کنید.
علی شمخانی: در این وضعیت، دیگر مشکل است که به یگان ها بگوییم روی آماده سازی منطقه جنوب کار کنند.
عزیز جعفری: این هم امکان ندارد. یگان هایی که از جنوب می آیند، نمی توانند در غرب عقبه آماده کنند.
محسن رضایی: با فاصله وارد عمل می کنیم.
عزیز جعفری: با فاصله هم بعید است.
محسن رضایی: ما از نظر مانور حل کنیم، بعد به سنگر ]عقبه[ برسیم. من فکر می کنم مشکل مانور است. سنگر قابل حل است. مسئله مانور این است که بعد از شلمچه که ما چند عملیات محدود انجام دادیم، بعد از کربلای٥، آنها موفق تر بودند؛ در کربلای٨ همین که از نهر جاسم رد شدیم، آن طرف یک سرپل که می گرفتیم، کار کردیم، آنها موفق تر بودند. یعنی نشان می دادکه ما تا یک حدی بعد از اولین ضربت قادر به پیشروی هستیم، اما آن محدود است. مثلاً ده روز، پانزده روز ما می توانیم، البته اگر این زیادتر بشود و به یک ماه برسد، آن دیگر سخت می شود. مثلاً اگر ما صد گردان بتوانیم در شمال یک جای پای محکم به دست بیاوریم، دشمن تا بیست سی روز نمی تواند رخنه ها و معابر و همه اینها را پُر بکند و در این مدت ما می توانیم لشکرهایمان را از پایین به بالا ببریم و تا آن مدت هم شما مطمئن باشید که هفتاد درصد آن لشکرهای شما تمام شده است. همه آنها را اصلاً آزاد می کنیم و حداقل از پنجاه شصت درصد مکان ها و امکانات آنها می توانیم برای لشکر های جدید استفاده کنیم.
علی شمخانی: نه، دو تا محدودیت داریم، یکی اینکه ما در به کارگیری تسلسلی یگان ها توأم با زمان، مشکل نیرو داریم. چون اعزام ما سراسری است و نیروها هم زمان می آیند و معمولاً هم اینها را در ماه سوم به کار می گیریم، در این وضعیت یگان های جنوب خواهند گفت که زمان مأموریت نیروهایشان تمام شده و اینها دارند می روند، یعنی فقط می توانند آفند کنند. اگر خیلی به او فشار بیاورید می گوید که من آفند می کنم اما توان یک لحظه نگهداری نیروها را ندارم، چون باید بروند. دوم اینکه آموزش برای عملیات در جنوب و شمال ١٨٠ درجه با هم تفاوت دارد. این را ما نمی توانیم آماده کنیم. این محدودیت خودمان است، یک محدودیت هم دشمن برای ما ایجاد می کند. اگر دشمن رضایت داد که سلیمانیه را از دست بدهد ولی فاو را پس بگیرد، برای ما مشکل می شود، یعنی با یک توقف دشمن در جنوب با تهدید پس گرفتن فاو، همه چیز زیر سؤال می رود.
محسن رضایی: اتفاقاً این خودش حکایت از این دارد که ما حتماً باید در جنوب قوا داشته باشیم.
عزیز جعفری: سه، چهار تا لشکر را باید بگذاریم.
محسن رضایی: ما باید در جنوب قوا داشته باشیم. بحث بعد، بحث احتمالات است، که الان یک بخش آن را گفتیم. بعد از این عملیاتی که ما در شمال انجام می دهیم، آیا واقعاً دشمن به جنوب حمله نخواهد کرد؟
علی شمخانی: من می گویم که این دو تا تناقض است. این قابل جمع نیست.
محسن رضایی: یعنی اگر واقعاً تا نزدیک سلیمانیه رفتیم، دشمن به فاو یا جای دیگر حمله نخواهد کرد؟
عزیز جعفری: چرا، حمله می کند.
محسن رضایی: چون می بیند دیگر(از مقابله در شمال) عقب افتاده است و ضمناً اینکه عمده قوایش را هم شما می گویید به جنوب می آورد.