مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٥ - ابعاد بحث پيرامون وجود
به بحث بنشينيم و پساز آن مباينت صفاترا ميان «وجود» و «خالق» روشن سازيم و بالاخره از طبيعت خلقت اين «وجود» سخن بگوييم.
قبل از ورود به اين مباحث عميق بايد عقل خود را هشدار دهيم و مطمئن باشيم كه به حركت واداشتن عقل تنها وسيله شناخت عميقترين و بزرگترين حقايق است و با بازگشت به عقلمان است كه مىتوانيم حقيقت خويش را دريابيم، حقيقتى كه آن را همچون سايههايى مىبينيم كه اصل آن به جاى ديگرى باز مىگردد، زيرا به حركت درآوردن «عقلمان» است كه مىتوانيم عدم امكان جمع نقيضين را درك كنيم و اين كه اگر ما قائم به ذات خود بوديم وجودى مىداشتيم قويتر و با دوامتر از آنچه داريم.
با به كارانداختن «عقل» است كه مىتوانيم به دشوارى راه يافتن به اسرار «موجودات» پى بريم، اسرارى كه موجب گمراهى انسان گشته است. زيرا انديشههاى ما عادت دارد به امورى جزئى نظر كند كه داراى ابعادى محدود است و لذا پديدههاى بزرگ را نيز با آن قياس مىكند.
«وجودى» كه همه چيز در هر زمان قائم به اوست از چنان عظمت و گستردگى برخوردار است كه مىتوان همين عظمت و گستردگى را دو دليل از دلايل ابهام آن براى انديشههاى ضعيف دانست.
ما زمانى به اين حقايق پى مىبريم كه خويش را در فشار قرار دهيم