مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢ - چرا قرآن؟
با آسانى به تمام خواستهاى مشروع خود دست يابد.
٢- منافع انسان در حدّ خود چيزى جز پارهاى آرزوهاى بزرگ نيست و قسمتى ديگر نيز در جستجوى پر تلاش آدمى در حقّ، خير و سعى مستمر او در جهت عملى كردن آن نهفته است.
انسان خواهان برقرار كردن اركان حقّ است چنانچه كه مايل است به مصالح خود نيز دست يابد و مهمترين چيزى كه بدان گرايش دارد آن است كه اين دو هدف خود را باهم جمع كند- تحقّق بخشيدن به حقّ و رسيدن به منفعت- و قرآن همان حقّى است كه بشر خواهان آن است و براى شناخت و تثبيت آن مىكوشد، به علاوه آن كه انسان را به جمع ميان آن و منافع شخصىاش هدايت مىكند. بنابراين كدام يك از ما نمىخواهد كه انسان پاكى باشد، از جنايت و فحشا كناره بگيرد و راه راست را پيشه خود كند و به رفتار نيكو آراسته گردد؟ ولى چه تعداد از ما مىتوانند چنين كارى كنند؟ طبيعتاً اين عدّه اندكاند، زيرا كه ضرورتهاى زندگى اين فرصت و اجازه را به فرد نمىدهد تا در خير و حقّ بينديشد. قرآن كريم اين فرصت را فراهم مىآورد تا بشر را به راههاى درست و جلب منافعش هدايت كند، راههايى كه نه تنها با خير و حق منافاتى ندارد، بلكه مكمل آنهاست.
٣- در زندگى روزمره با مشكلات متعدّدى روبرو مىشويم، دوستى كه دشمن مىشود. خويشى كه بيگانه مىشود و ستيزه گرى مىكند و يا زيانها و ضررهاى ناگهانى به ما مىرسد و گاهى مشكلات آن قدر بر ما هجوم مىآورد كه خويشتن دارى از كف مىنهيم صبرمان