مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٨ - حقيقت وجود
وجود» مفهوم عدم مطلق را در بر ندارد، بلكه تنها عدمى معيّن را مىرساند.
ج- انسجام حقايق با يكديگر و انسجام نفس با اين حقايق همراه با اطمينان و آرامش يكى از ملاكهاى ثابتى است كه انسان به وسيله آن حقيقت اشياء را كشف مىكند.
براى مثال هنگامى كه «نيوتن» در نظريات فلكى ترديد يافت و وجود مشكلات علمى بسيارى را در نظريه بطليموسى مشاهده كرد كه بر اساس گردش خورشيد استوار بود عدم انسجام حقايق با اين اصل را دريافت و لذا نظريه «گردش زمين» را وضع كرد و مشاهده كرد كه مشكلات علمى بر اساس آن حلّ شدند و انسجام كامل ميان اين نظريه و ساير حقايق حاصل شد و بىثمر بودن نظريه بطليموسى و درستى نظريه نيوتن به اثبات رسيد.
بشر بسيارى از حقايق را زمانى كشف مىكند كه در آنها ترديد روا مىدارد، زيرا ميان اين حقيقت و ساير حقايقى كه فرد از پيش بدان آگاهى داشته انسجامى نبوده است و به محض آن كه به تعارض ميان آن دو پى مىبرد عدم صحّت يكى از آن دو را نتيجه مىگيرد.
پس از ذكر اين نكات بايد حقيقت مهمّى را درك كنيم و آن اين كه «وجود» چيزى است و «موجود» چيز ديگر، «موجود» آن چيزى است كه مىبينيم و لمس مىكنيم همچون قلم و دفتر كه در دو موجود هستند، امّا «وجود» آن «حقيقتى» است كه قلم و دفتر را موجود