مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٠ - قرآن كريم و عوامل اثبات مفاهيم آن
يكديگر معناى دقيقى را بيابد كه مورد نظر قرآن است.
ب- سياق
اگر از نخستين روزى كه زبان را آموختيم سخن به ميان آيد درمىيابيم كه سياق نخستين راه اين آموزش بوده است. پدر هنگامى كه از زدن سخن مىگفت لفظ «عصا» را به كار مىبرد پس دانستيم كه آن وسيله زدن است و مادر هنگام صحبت از آشپزى لفظ «كبريت» را به كار مىبست و ما دانستيم كه آن وسيله ايجاد آتش است.
بدون ترديد وجود لفظ در محدوده مناسب خود شايد بيش از تفسير آن بدون سياق مشخّصش مفهوم خود را در بردارد.
قرآن كريم همان كتاب بليغى است كه ميان كلمات در محدوده سياق، مناسبت و ارتباط برقرار مىكند به گونهاى كه دشوار است لفظى را جايگزين لفظ ديگر نمود بدون آن كه به تناسب كلمات زيانى وارد نيايد. به همين سبب سياق، خود ما را به مفاهيم دقيق كلمات مىرساند، زيرا كلمات به نسبت اين مفاهيم در موضع و جايگاهى بسيار مناسب قرار گرفتهاند، پس اگر بخواهيم معناى لفظ را بدقّت درك كنيم بايد به قبل و بعد آن مراجعه كنيم تا مفهوم متناسب اين كلمه را بفهميم براى مثال اگر بخواهيم مفهوم «قصد» را در اين آيه كشف كنيم:
(وَعَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَائِرٌ وَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ) [١].
[١] - سوره نحل، آيه ٩.