مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٠ - راه شناخت عقل
شايد برخى اين سؤال را مطرح كنند كه اين نگرش «عبورى» چگونه صورت مىپذيرد؟ پاسخ آن است كه تفاوت بسيار است ميان آن كه به «آينه» به عنوان «كالايى» براى خريدارى بنگرى يا آن كه به عنوان «منعكس» كننده چهرهاى كه در آن نقش مىبندد نيز بدان توجّه كنى، نگاه اوّل صرفاً متوجّه «خود آينه» است و در حالى كه نگاه دوّم نگاهى «عبورى» است براى ديدن صورت منعكس شده در آن و شايد انسان در اين حالت جز چشم كه مىبيند و صورتى كه ديده مىشود موقّتاً وجود آينه را فراموش كند.
نگاه انسان نيز به معلومات خود به عنوان مسائلى موجود با نگاه او به اين اطلاعات به عنوان مسائلى كه عقل مكشوف ساخته تفاوت دارد، مسائلى كه در آغاز پيچيده بوده و پس از آن كه در ابهامى از ظلمات قرار داشته به نور علم منوّر گشته و پس از آن كه در يك رديف درهم آميخته بوده با صفات آسمانى متمايز شده است، مثلًا خير كه هيچ عاقلى در حسن آن ترديد روا نمىدارد براى فرد خشمگين و عصبانى با شر يكسان است، امّا پس از آن كه به حال عادى بازگشت، شر را از خير جدا مىسازد.
امرى كه به وسيله آن دو حالت «خشم و هشيارى» از يكديگر جدا مىشوند همان چيزى است كه ما آن را «عقل» مىناميم و همان عاملى است كه هرگاه فرد از نشانههاى آن بدان راه مىيابد موجب بيدارى آن مىگردد. امتناع جمع نقيضين كه انسان پس از رسيدن به