مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٧ - راه شناخت عقل
است كه پديدهها را براى ما مكشوف مىدارد و اگرچه طبيعت اشياء قبل از آن كه چشمى در كار باشد وجود داشته است ولى ديدن وكشف آن كار چشم است- نه كار خود طبيعت اشياء- و هرگاه بخواهيم خود چشم را ببينيم در مىيابيم پديده هايى كه نمىتوانند بدون چشم- مثلًا در حالت بسته بودن چشم- خود را به ما بنمايانند هرگز قادر نخواهند بود چشم را به ما نشان دهند. به تعبير ديگر كاشف از اشياء يا جهل است يا عقل و كاشف از عقل يا خود عقل است يا جهل و بدون ترديد ما عقلرا به عنوان كاشف پديدهها و خود آن برمىگزينيم.
براى روشن شدن اين سخن مثالى مىزنيم: نور تاريكيها را روشن مىسازد و در همان وقت خود را نيز مىنماياند، زيرا هيچگاه تاريكى نمىتواند پرده از نور بردارد، و به ديگر سخن آيا نورى كه پديدهها را كشف مىكند نمىتواند پرده از وجود خود بردارد؟ و آيا ممكن است عقل، هر پديدهاى را كشف كند و سپس خود ناشناخته باقى بماند؟
ب- بنابراين چشم چگونه مىتواند خود را ببيند؟ پاسخ آن روشن است. به اشياء بنگريد اگر آنها را بوضوح مىبينيد چشم شما سالم و اگر آنها را تيره و تار مىبينيد چشم شما معيوب است. اگر خواهان شناخت عقل هستيد نيز به همين صورت عمل كنيد، در علوم و در حقايقى كه با عقلتان كشف كردهايد نظر كنيد و از خلال آن در ارزشگذارى عقلتان بكوشيد (يا به عبارت بهتر عقلتان در تحليل ذات خود بكوشد).