مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٠٩ - خدا در قرآن
و حيات است كه خداوند آنها را برقرار ساخته است و هدف لهو و لعب نيست، لهو و لعبى كه با آنچه ما در آثار حكمت و نشانههاى هدفدار مشاهده مىكنيم اختلاف اساسى دارد، مسير زندگى خود گواه حقانيّتش است و اين كه باطل در آن راهى ندارد پس در حقيقت عاملى وجود ندارد كه ما را وادارد تا هدف زندگى را لهو و لعب بدانيم زيرا لهو و لعب نوعى باطل است كه خداوند آن را سركوب كرده و فناپذير ساخته است.
تنها انديشمندانند كه نشانههاى زندگى ولطف وتدبير واندازهگيرى دقيق آن را در شب و روز در مىيابند زيرا آنها از آيات و نشانههاى هستى به ذكر خدا گذر مىكنند و قيام و قعودى ندارند جز آن كه توجّه جديدى به خدا دارند و به همين سبب در اهداف حكيمانه آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند و چنين مىگويند: خداوندا! اين هستى را به باطل نيافريدهاى و هرچه در آن نهادهاى حقّ است و هدف مشخّصى را دنبال مىكند، آيا مجموع هستى باطل است؟ پاك و منزّهى از چنين كارى، هرگز چنين نيست، پس بارالها هنگامى كه ما را بحقّ محاسبه كردى به آتشت معذّب مدار، اين صحيح است كه هم اكنون اعمال ما را حسابى نيست ولى آيا مىتوانيم در ميان همه مخلوقات تنها ما از هدف آفرينش بگريزيم؟ هرگز.
از دو صفت حكمت و قدرت در خداوند سبحان به ضرورت و امكان رسالت آسمانى نيز پى مىبريم. از آن جا كه خدا حكيم است لذا مردم را نمىآفريند تا عذابشان كند و عذابشان نمىكند تا آن